رژیم حقوقی حاکم بر برچیدن تأسیسات نفتی در فراساحل در کنوانسیون‌های بین‌المللی و حقوق نروژ و انگلیس

نویسندگان

1 استادیار گروه حقوق خصوصی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق بین‌الملل دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

3 دانشجوی دکتری حقوق نفت و گاز دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jlq.2016.58990
چکیده

    برچیدن تأسیسات نفتی فرایندی است که به‌موجب آن تصمیم گرفته می‌شود چگونه تأسیساتی که به پایان عمرشان رسیده‌اند جابه‌جا و از رده خارج شوند. این موضوع نسبتاً جدید به‌خصوص از دهۀ 1980م در سطح بین‌المللی توجهات زیادی را به‌ خود جلب کرده و نگرانی‌های عمدۀ دولت‌ها و صنعت نفت به‌طور کلی از آن زمان آغاز شده و تلاش‌های زیادی در جهت تبیین ابعاد مختلف آن صورت گرفته است. اگرچه این تلاش‌ها در روشن شدن ابعاد مختلف این موضوع موثر بوده‌اند، هنوز هم پرسش‌های متفاوتی به‌خصوص در زمینۀ ابعاد حقوقی آن باقی مانده است. پرسش اساسی به این باز می‌گردد که دولت‌ها در سطح بین‌المللی از یک سو، و کارفرمایان و پیمانکاران در قراردادهای توسعه و بهره‌برداری میدان‌های نفتی و گازی از سوی دیگر، نسبت به این موضوع چه تعهدی دارند؟ ازآنجا که در خصوص این موضوع در معاهدات بین‌المللی و منطقه‌ای تعارض وجود داشته و از طرف دیگر، شرایط و مفاد قراردادهای فی‌مابین کارفرمایان و پیمانکاران صنعت نفت و گاز در این خصوص معلوم و مشخص نبوده است، بررسی اسناد مختلف و همین‌طور حقوق داخلی کشورهای پیشرو در این عرصه و و قراردادهای بالادستی نفت و یافتن راه برون‌رفت از تعارض، موضوع اصلی‌ این پؤوهش است.