ویژگی‌های تاریخ‌نگاری در تاریخ بیهقی (باور جزا و پاسداشت خردورزی، سنجیدگی و مدارای ایرانشهری)

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.

doi
10.22054/ltr.2021.54562.3134
چکیده

زبان، دین، هنر، محیط، سیاست، فرهنگ و آداب یک جامعه و افرادش، آنرا از دیگر جوامع جدا می­کند. با این دیدگاه، اثری ارزشمند خواهد بود که چون تاریخ بیهقی و شاهنامه، بتواند جنبه­های فردی، جمعی و ملی مردم را نشان دهد و آنان و دیگران را به بد و خوب وجودشان آگاه گرداند. در اواخر قرن چهارم و نیمۀ اول قرن پنجم (سدة اغتشاشات)، سنگ بنای نیاز به بازجست خرد و سنجیدگی ایرانشهری پایمال شده در پی اندیشه­های شعوبی و با شاهنامه استوار ­شد، اما ابوالفضل بیهقی با وجود هم­فکریش با فردوسی در تقویت کارکردهای ایرانی در روایت­ها و در ساخت ظاهری کلامش، از فردوسی سخنی نگفت­ و توجهی به اثرش نشان نداد. این جستار توصیفی– تحلیلی، ویژگی­های تاریخ­نگاری بیهقی را جست‌وجو کرده است. یافته­ها نشان می­دهد که اثر بیهقی سفارشی نیست و هنر او در خدمت بیان علّی و معلولی شکست­های مسعود غزنوی و ناتوانی او بوده ­است؛ هرچند که به ظاهر او را شهید می­نامد و ناچار می­شود که به حکومت استیلا بیش از حاکمیت خردسالار افلاطونی توجه نشان ­دهد. بیهقی، ویژگی­های اسلامی- ایرانی را در فحوای زبان و هنرِ حقیقت نگارش قرار داده و آن را در قالب شخصیت وزیر و دبیری ترسیم کرده است که بر مدار جزا، مشیت و ارادۀ الهی، با خردورزی، سنجیدگی، آینده­نگری، دلیری، نرم­خویی، مدارا و با اصلاح تباهی­ها، سیمای کاردانی ایرانی را می­نمایاند و مردم را به ویژگی­های رهاننده­شان در برابر نابخردی غزنویان آگاه می­کند. فردوسی و بیهقی در تبیین تاریخ و آگاه کردن مردم به میراث خردورزی، عملکردی همسان دارند.