اعتبارسنجی کارآمدی قطع اصولی در استنباط باورهای دینی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه و حکمت اسلامی در دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
2 دانشیار گروه فلسفه وکلام اسلامی دانشکده الهیات وعلوم اسلامی دانشگاه تبریز
doi
10.22034/nrr.2024.61651.1311چکیده
چکیدهروششناسی علوم سهم به سزایی در شناخت علوم و کاربست عملی آنها ایفا میکند. از مهمترین مباحث کلامی، بحث درباره روش استنباط گزارههای اعتقادی و شناخت کارآیی یا عدم کارآیی ادله ظنّ آور است. کمال الحیدری نخستین دانشمندی است که با غیرممکن دانستن تحصیل یقین منطقی، از حجیت قطع اصولی در باورهای دینی سخن گفته و بر کفایت مواجهه احتمال آلود با معرفتهای اعتقادی تأکید کرده است. این مقاله با روش تحلیلی و رویکردی انتقادی به دنبال بررسی و ارزیابی کارآمدی و اعتبار کاربست قطع اصولی در مسائل اعتقادی میباشد. پرسش اساسی این است که چه نسبتی میان قطع اصولی و باورهای دینی وجود دارد و آیا اساساً میتوان قطع اصولی را در مسائل اعتقادی معتبر و کارآمد دانست؟ یافتههای تحقیق حاکی از آن است که قطع اصولی به دلیل کاستیها و نواقص معرفت-شناختی در استنباط گزارههای اعتقادی معتبر و کارآمد نیست و با محدودیتهای بیشماری مانند: نقص کاشفیت، شخصی بودن حجیت، عدم شمولیت و تأخیر رتبه دلیلیت مواجه است، این در حالی است که لازمه حجیت آن در باورهای دینی پیامدهای متعددی همچون: شکّاکیت، نسبیّت، پلورالیسم، منتفی شدن داوری و نقد و نظر، لزوم دور و نفوذ عقائد خرافی میباشد.