رابطه هوش معنوی با رضایت از زندگی و تابآوری مادران دارای کودکان با نارساییهای ذهنی و تحولی: نقش میانجی مقابله مذهبی
نویسندگان
1 عضو هیات علمی دانشکده روانشناسی دانشگاه تبریز
doi
10.22034/nrr.2025.62796.1353چکیده
نارساییهای ذهنی و تحولی شرایط عصب تحولی است که پژوهشهای زیادی را به خود اختصاص داده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه هوش معنوی با رضایت از زندگی و تابآوری مادران دارای کودکان با نارساییهای ذهنی و تحولی با نقش میانجی مقابله مذهبی انجام شد. طرح مورد نظر از نوع همبستگی و روش تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل مادران دارای کودکان با نارساییهای ذهنی و تحولی شهر تبریز بودند. از طریق نمونهگیری در دسترس تعداد 200 نفر از این گروه از مادران انتخاب شدند و مقیاسهای هوش معنوی کینگ، رضایت از زندگی داینر و همکاران، مقابله مذهبی مثبت پارگامنت و همکاران و تابآوری کانر و دیویدسون برای جمعآوری دادهها استفاده شد. ضرایب تحلیلمسیر نشان داد که بسط هوشیاری منجر به افزایش تابآوری و رضایت از زندگی میشود و معنایابی در زندگی منجر به افزایش مقابلههای مذهبی مثبت و مقابلههای مذهبی مثبت نیز منجر به افزایش تابآوری میشود. به نظر میرسد فرایند شناختی-انگیزشی موجود در هوش معنوی امکان استفاده از منابع و مهارتهای لازم برای دستیابی به سازگاریهای لازم را برای مادران دارای کودکان با نارساییهای ذهنی و تحولی فراهم میکند و آنها با استفاده از ظرفیت وجودی هوش معنوی به همراه مهارتهای تابآوری و راهبرد مقابلهای مذهبی مثبت شرایط سازگاری با وجود چالشهای پیشرو را فراهم میکنند و رضایت از زندگی را نیز تجربه میکنند. انجام پژوهشهای بیشتر در مورد نقش سازههای دینی و مذهبی در حوزههای نارساییهای ذهنی و تحولی و نیز توجه به نقش دین بهویژه معنویت در فرایندهای مداخله برای این گروه از خانوادهها پیشنهاد میشود.