روابط سیاسی صفویه و گورکانیان هند در عصر شاه صفی

نویسندگان

1 گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان

2 دانش‌آموخته دکترای تاریخ ایران بعد از اسلام/ گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران

3 عضو هیات علمی گروه تاریخ دانشگاه رازی

doi
چکیده

روابط صفویه با همسایگان خود در دوره زمامداری شاه صفی، دوره‌­ای از درگیری­­‌های نظامی و ناآرامی­‌های مرزی را تجربه کرد که گرچه تهاجمات اوزبکان به خراسان، سرانجام دستاوردی برای آنان نداشت، اما دولت عثمانی، بغداد را از ایران جدا کرد و قندهار نیز به دست گورکانیان افتاد. بروز این وقایع، نشان‌ه­ای از ضعف و ناکارآمدی شاه صفی در اداره کشور بود که همسایگان را به تکاپو انداخت تا از فرصت پیش ­آمده پس از مرگ شاه‌ عباس اول، اهداف خود را در خصوص نواحی مورد اختلاف به اجراء گذارند. جدا شدن قندهار، فصل دیگری از روابط ایران و هند را بر سر این ایالت رقم زد و مناسبات صفویه و گورکانیان را بار دیگر متشنج گردانید، هر چند که به بحرانی جدی در روابط طرفین نینجامید. در این مقاله به شیوه توصیفی- تحلیلی، روابط صفویه و گورکانیان در زمان شاه صفی و شاه‌ جهان، علل و زمینه‌­ها به‌­ویژه کشمکش بر سر قندهار و پیامدهای آن بررسی و تحلیل می‌­شود. یافته پژوهش نشان می‌­دهد که قندهار همچون گذشته عامل اصلی در صورت‌­بندی مناسبات دوجانبه بوده و اقدامات شاه­ جهان برای تصرف این ایالت، روابط دو دولت را شکننده ساخت؛ اما به قطع روابط کامل یا اقدام نظامی هند برضد ایران منجر نشد.