تحلیل انتقادی دلایل الهیات ماتریالیستی بر مادیانگاری بدن رستاخیزی بر پایه آراء ویلیام هاسکر و چارلز تالیافرو
نویسندگان
1 دانشگاه شهید مطهری
doi
10.22034/nrr.2024.62843.1355چکیده
این مقاله با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی به سنجش انتقادی دلایلی میپردازد که ویلیام هاسکر و چارلز تالیافرو از جانب الهیدانان مادیانگار به نفع اینهمانی بدن رستاخیزی با بدن مادی انسان اقامه میکنند. هدف این مقاله از سویی ارزیابی میزان قوت پنج دلیلی است که به ترتیب توسط هیک، راجربیکر، کرکران، ون اینواگن و زیمرمن به عنوان فیلسوفان برجسته فلسفه دین معاصر در حوزه معاد، به نفع جسمانی بودن رستاخیز مطرح میگردد؛ و از سوی دیگر ارائه تصویر درستی از مدعیات آنها است تا که میزان قوام منطقی آنها سنجیده شود. در نهایت به عنوان نتایج بحث آشکار می شود که مدعای جان هیک ضرورت هویت شخصی ابدان را حفظ نمیکند. راجر بیکر بین احکام روانشناختی و احکام متافیزیکی خلط میکند. کرکران یکی از عقاید و مفروضات مسیحیت یعنی قرارداد الهی یک طرفه اجباری و همچنین قدرت مطلقه بودن خداوند را فرض میگیرد. ون ایواگن و زیمرمن در دو استدلال عامیانه، اولی با قائل شدن به تعویض بدن و دومی با قائل شدن به تقسیم بدن در روز رستاخیز، انسان را که چیزی جز اجزای اصلی یعنی مغز و یا چیزی جز جوانه زدن بدن نیست به تکهپارههای اتمی تبدیل میکنند؛ اینکه کدام یک از این وجودهای منفصل پاره پاره مادی، انسان است و کدام یک قرار است خطاب روز رستاخیز قرار بگیرد در هالهای از ابهام قرار دارد. هرچند نهایتا هویدا میگردد که فیلسوفان مذکور در مقابل حل منطقی شکاف زمانی و مکانی که بین بدن نخستین و بدن اخروی پدید میآید و همچنین، تبیین چگونگی حفظ هویت شخصی، عاجزند، اما ثابت نمیگردد که رستاخیز جسمانی با حفظ هویت شخصی، ممتنع است.