بررسی تطبیقی شخصیت ایشتر- آناهیتا در اساطیر ایران و میانرودان و آباندخت در داستان سمک عیّار

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد دزفول، دانشگاه آزاد اسلامی، دزفول، ایران

2 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد دزفول، دانشگاه آزاد اسلامی، دزفول، ایران

3 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد دزفول، دانشگاه آزاد اسلامی، دزفول، ایران.

doi
10.22054/ltr.2021.51355.2998
چکیده

یکی از بن­مایه­های داستان­های حماسی ایران، حضور قهرمانان و شخصیّت­های اساطیری است. خدابانوان ­آب و دیگر ایزدبانوان از گونه­های اساطیری هستند که در حماسه­ها در ریخت ِزنانی نامدار تجسّم می­یابند. با مرور و نگاهی دقیق به داستان بلند حماسی ـ پهلوانی سمکِ ­عیّار کارکرد چنین باوری را در مادینه­ای از داستان، به نام آبان­دخت می­توان دریافت. وجود مضامینی نظیر: عشق­، زیبایی، حبس شدن در زیرزمین، محکوم به مرگ­، آزادی به قیمت از دست دادن معشوق نخستین و سرانجام به قدرت­رسیدن این مادینة داستانِ سمکِ­ عیّار نشان از آن دارد که آبان­دخت در ساخت کهن اساطیری­اش نمادی از ایزدانِ مادینه مانند: ایشترِمیانرودی و آناهیتا می­تواند باشد. بنابر­این فرضیه، نگارندگان این نوشتار کوشیده­­اند، با به‌کارگیری روش توصیفی/ تطبیقی­-تحلیلی و استناد به آثار اسطوره­شناسانی چون مهرداد بهار و ژرف‌نگری در لایه­هایِ پنهان ِاسطوره­ایِ نثر حماسی-پهلوانیِ سمکِ عیّار، نشان دهند که تأثیر و اشاعة فرهنگ میانرودان در اساطیر ایرانی سبب شکل گرفتن ساختارهای مشترکی می­شود که یکی از نتایج آن به وجود آمدن همانندی­هایی میان دو ایزدبانوی اساطیری و آبان­دخت در داستان­ سمکِ­ عیّار است­.