مطالعة الگوهای گفتار زنانه در بافت متنی رمان‌های «خوف و نی-نا» اثر شیوا ارسطویی «با تکیه بر رویکرد رابین لیکاف DSL»

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

3 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
10.22054/ltr.2021.56143.3197
چکیده

این پژوهش به شیوة توصیفی – تحلیلی تلاش می­کند تا به این پرسش پاسخ دهد که آیا الگوهای گفتار زنانه در بافت متنی رمان­های «خوف» و «نی­نا» اثر شیوا ارسطویی، با الگوی رابین لیکاف (DSL) مطابقت دارد یا الگوهای ارائه شده در این آثار با الگوی مدّنظر وی در تعارض هستند؟ در این پژوهش از میان شاخصه­های مدّنظر لیکاف (1975) بر سطح واژگانی تأکید شده و هر 5 مؤلفة این سطح شامل «استفادة مکرر از تردیدنماها یا تعدیل‌کننده‌ها»، «کاربرد صورت‌های مؤدبانة زبان و پرهیز از دشواژه‌ها»، «استفاده از قیدهای تشدیدکننده»، «کاربرد صفات عاطفی» و «کاربرد واژگان خاص زنانه» در نظر گرفته شده است. با این هدف پس از طبقه‌بندی داده­های پژوهش و تحلیل آن‌ها، ابتدا سعی شد که سبک نوشتاری شیوا ارسطویی در سطح گفتار شخصیت­های زنانة این دو رمان مشخص و سپس با مؤلفه­های مدّنظر لیکاف انطباق داده شود. یافته‌ها نشان می­دهد که ارسطویی در زمینة انتخاب زبان شخصیت زنان این دو رمان دقت فراوانی داشته و مؤلفه‌هایی مانند سن، طبقة اجتماعی، شغل، تحصیلات و ... در سبک گفتار زنان داستان‌های وی به­وضوح قابل مشاهده هستند و می‌توان ادعا کرد که وی یکی از موفق‌ترین زنان داستان‌نویس در این زمینه است. علاوه بر این، بسیاری از مؤلفه­های حاکم بر سبک گفتار زنانه در داستان‌های وی با الگوی رابین لیکاف مطابقت دارد. مؤلفه­هایی مانند واژگان خاص زنانه، تردیدنماها، تشدیدکننده‌ها، سوگندواژه­ها و جملات عاطفی شاخص­ترین نمودهای این انطباق هستند.