کوشنامه و نقش قهرمان بیگانة «آماجگونه» در بازسازی هویت ملی ایرانیان
نویسندگان
1 استادیار، مرکز پژوهشهای ادبیات شرقی و دانشکدۀ زبانهای خارجی، دانشگاه پکن، چین
doi
10.22054/ltr.2022.68196.3569چکیده
در روند اسلامیشدن جامعة ایران پس از قرن هفتم میلادی، مفهوم نسب قومی و هویت تاریخی ایرانیان توسط افکار بیگانه بهشدت دستخوش دگرگونی و ابهام گردید؛ اما برخی از ادبای ایرانی، با رونقیافتن زبان و ادبیات فارسی، رسالت حفظ و احیای حافظة فرهنگی را بر عهده گرفتند. برخی از حماسههای ملی ایران که بر اساس افسانههای شفاهی و مکتوب، بین قرون دهم تا دوازدهم میلادی گرداوری و منظوم شدهاند، تأثیر بهسزایی در بقای سنت فرهنگی ایران داشتهاند. در میان این حماسهها، کوشنامه بهخاطر شکلدهی به یک قهرمان بیگانه، قابلتوجه ویژه است. این منظومه که سرایندهاش آن را داستانی از شاه چین خوانده است، بخشهایی از حافظة فرهنگی جمعی ایرانیان باستان دربارة درگیریهای نظامی دشمنان بیگانه با ایرانیان را در خود حفظ کرده است. بخش اصلی این مقاله شامل سه قسمت است. در قسمت نخست، پس از مروری مختصر بر داستان کوش پیلدندان، سه پیشنمونه برای کوش پیلدندان به دست داده و بررسی شده است: پادشاهان کوش در شمال آفریقا، پادشاهان سامینژاد بینالنهرین و پادشاهان امپراتوری کوشانی در شرق ایران. در قسمت دوم، با مراجعه به نظریة حافظة جمعی، مکانیسم تلفیق و ادغام پیشنمونههای چندگانه در روند شکلگیری شخصیت کوش پیلدندان موردبحث قرار میگیرد؛ و در قسمت سوم، بر اساس مفهوم «شخصیت آماجگونه» -که اصطلاحی رایج در پژوهشهای مربوط به ادبیات عامیانه در چین است– به جمعبندی و نتیجهگیری خواهیم پرداخت. برخلاف شاهنامه که با توصیف و به تصویرکشیدن پادشاهان و پهلوانان ایرانی، ستایش آنها بهخاطر اعمال قهرمانانه در ایجاد و حفظ تمدن و نیز دفاع از کشور، افتخارات، هویت ملی و وحدت ایرانیان را در دوران اسلامی بازسازی کرده است، کوشنامه از طریق ترسیم چهرة یک قهرمان بیگانه که دارای هویتی چندلایه از دشمنان خارجی است، «خود» را با شکلدادن به «دیگری»[1] شناسانده و اینگونه به بازسازی هویت ملی ایرانیان یاری رسانیده است. [1] . concretizing the other