بررسی و نقد تفاسیر واعظانه قرآن
نویسندگان
1 دکترای تفسیر تطبیقی
2 استاد یار گروه قرآن و مستشرقان ،مجتمع آموزش عالی امام خمینی (ره).جامعه المصطفی العالمیه
doi
10.22034/nrr.2024.62434.1338چکیده
از جمله ابزارهای مورد استفاده بزرگان ادبیات فارسی در راستای دستگیری معنوی از دیگران، وعظ و اندرز است؛ به گونهای که میتوان گفت این مقوله بیاغراق بخش معظمی از متون نظم و نثر فارسی را شکل داده است. از کهنترین شاعران و ادیبان تا معاصران از ایشان، پند و اندرز را در آثار خود بهکار بسته و حتّی، گاه در مسائلی چند، به نقد واعظان پرداختهاند. از آنجاکه هدف اصلی قرآن، هدایت و موعظه است، ادیبان پارسینگاری که در حوزه تفسیر قرآن دست به تألیف زدهاند، موعظه را بخش مهمی از آموزههای تفسیری خود ساخته و در تفاسیری که به عنوان «تفسیر واعظانه» نامبردار گشتهاند، به اندرز خوانندگان و مخاطبان خود روی آوردند. پدیده تفسیر آمیخته با وعظ، از دیرباز در ادب فارسی با ترجمه تفسیر طبری رخ نمود سپس در دورههای میانی به خلق آثاری در نظم و نثر نظیر: روض الجنان رازی و کشف الأسرار میبدی انجامید؛ اگرچه نمیتوان از مثنوی ملای روم که با الهام از آیات قرآن به اندرز مخاطبان در لوای گونهای از تفسیر و تبیین قرآن پرداخته، اغماض کرد. آنگاه عالمانی از متأخران این سیر را ادامه دادند و چونان اسلاف خود به خلق آثار تفسیری-ادبی سترگی دست یافتند؛ چنانکه از مواهب علیّه کاشفی سبزواری میتوان به عنوان اوج تفسیر واعظانه متأخران ادب فارسی یاد کرد.