نقیضهگویی در سنّت فرزندنامهنویسی با تأکید بر نصیحتنامۀ شیخالمقامرین به فرزندش
نویسندگان
1 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور، ایران
2 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران
doi
10.22054/ltr.2021.51913.3031چکیده
فرزندنامه از گونههای مهم و کهن ادبتعلیمی است که والدین باهدف آموزش علوم و تربیت دینی و اخلاقی فرزندان نوشتهاند. فرزندنامهنویسان، همیشه با محدودیتهای رتوریکی روبرو هستند؛ بنابراین، در پی یافتن شگردهای بلاغی برای رفع این مشکل هستند. نقیضهگویی، شگردی بلاغی است که با هنجارشکنیِ سنّتهای اندرزی، باورهای نهادینهشده در مخاطبان را درهم میشکند و با اصل غافلگیری، میتواند موجب تأثیر بیشتر در مخاطب شود. نصایح شیخالمقامرین، نقیضهای است بر قابوسنامه که ابراهیم خراسانی برای فرزندش نوشته است. در این مقاله، با رویکرد تطبیقی و تحلیلی، کارکردهای نقیضهگویی در این اثر بررسی شد. شیخالمقامرین از دو سنّت همیشگیِ موجود در فرزندنامهها که «توجه به سودشخصیِ فضایل اخلاقی» و «قضاوت مردمان زمانه» است، انتقاد میکند و از نقیضه بهره میبرد تا نخست، نابسامانیها و مفاسد روزگار خود را برای فرزندش تشریح کند تا با وارونهسازی، از رذایل اخلاقی دور شود و همچنین، با نقیضه بر قابوسنامه، موجب ماندگاریِ اثر خود شود.