بررسی بازتاب هایی از رئالیسم جادویی در حکایت های «مجالس عتیقی تبریزی»
نویسندگان
1 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران
3 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران
doi
10.22054/ltr.2021.50111.2959چکیده
رئالیسم جادویی بهعنوان سبکی نوین در داستاننویسی، در نیمۀ دوم قرن بیستم پدید آمد. اگرچه زادگاه این سبک آمریکای لاتین است و نویسندگان این منطقه با آثار داستانی خود، عامل جهانیشدن آن شده و با نوشتههای تحلیلی و انتقادی خود اصول و مؤلفهها و قواعد این سبک را بنا نهادهاند، اما به گمان برخی اندیشمندان حوزۀ ادبیات، شیوۀ یادشده تنها ویژۀ این منطقه از جهان نیست و اساساً ریشههای نخست آن را میتوان در ادبیات خاورزمین و بهویژه در متون عرفانی جستوجو کرد. اغلب نویسندگان رئالیسم جادویی از قوۀ تخیّل بسیار قوی و خلاقیت ادبی قابلتحسینی برخوردارند. این تخیّل ریشه در افسانهها، اسطورهها، باورها، حکایات و قصّههای مردمی و بومی دارد. متون عرفانی و بهطور مشخص «مجالس» صوفیان، در اساس، قالبی تخیّلی دارند چراکه «پیر» در هنگام مجلس به ذکر حکایتهایی از عرفا میپرداخته و به جهت اینکه اکثر مخاطبانش عامة مردم بودهاند؛ تمام تلاش خود را میکرده است که کلامش باورپذیر و مؤثر باشد به همین دلیل مجلس گویی او، سراسر برخاسته از تخیّل بسیار قوی و خلاقیت و تصویرسازیهای اوست. در این جستار با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به ذکر نمونههایی از نقاط مشترک «سبک رئالیسم جادویی» و حکایات «مجالس عتیقی تبریزی» پرداختهایم. از مهمترین نقطههای پیوند «مجالس» و نوشتن به سبک رئالیسم جادویی، کنشهای کرامت آمیز؛ رفتارهای عجیبوغریب، تخیّل قوی، شکستن مرز واقعیت و فراواقعیت و بههمریختگی ساختار علّی و معلولی، است.