تحلیلی نو از تدوین و تصویب قراردادهای نفتی ایران و انگلیس در دولت ایران بر اساس نظریه گراهام آلیسون

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی-تهران

2 دانشجوی دوره دکتری دانشگاه علامه طباطبایی، تهران- ایران

doi
چکیده

بررسی رویدادها و جریان‌های سیاسی دو قرن اخیر و ارائه مستندی از تاریخ سیاسی- اجتماعی ایران معاصر، ضرورتی سیاسی است و به‌طور گریزناپذیری، موفقیت سیاست خارجی ایران در پیوند با موضوع نفت است و این موفقیت در بهترین حالت، زمانی به‌دست ‌آمده که سیاست خارجی کشور جهت‌گیری بین‌المللی داشته است. در سیاست خارجی، تصمیمات محصول فرآیند کار و وظیفه یک‌ نهاد نیست، بلکه محصول تأثیر جایگاه افرادی تلقی می‌شود که از موقعیت شغلی خود استفاده و به ایفای نقش پرداخته‌اند. باید گفت که ویژگی‌های شخصی، شغلی، انگیزه‌ها و عقاید بوروکراتیک در فرآیند تصمیم‌گیری، نقش عمده‌ای ایفاء می‌کنند و محیط روانشناختی، منبع غنی برای تبیین تصمیمات است. ایدئولوژی و عقاید، میراث تاریخی ذهنی، شخصیت فردی و آمادگی ذهنی از متغیرهای محیط روانشناختی هستند. در دویست سال اخیر، روابط خارجی ایران و انگلیس، فراز و نشیب‌های فراوانی داشته که تحلیل مسائل سیاسی- نفتی دو کشور در این دوره، بخش جداناشدنی از تاریخ سیاسی- اجتماعی ایران است. روش پژوهش در این مقاله توصیفی- تحلیلی است و مطالعات کتابخانه‌ای و اسناد را با دقت تحلیلی ترکیب می‌کند و بر اساس نظر گراهام آلیسون، تحلیل سیاست خارجى و رفتار حکومت‌ها را برحسب الگوى بازیگر خردمند مورد ارزیابى قرار می‌دهد؛ بنابراین، مقاله حاضر تلاش دارد به این پرسش پاسخ دهد که شخصی‌نگری پادشاهان و زمامداران دوره مورد پژوهش از قرارداد دارسی در سال 1901م. تا قرارداد نفتی سال 1933م. چه تأثیری بر سیاست خارجی ایران و انگلیس با موضوع نفت داشته است؟