تحلیل انتقادی جایگاه فعل در گفتمان قدرت در مدح
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
3 استاد، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22054/ltr.2020.51163.2990چکیده
شعر مدحی، آشکارترین نمونۀ شعر ایدئولوژیک ادبیات کلاسیک فارسی است که در اصلیترین کارکرد خود، حافظ منافع حاکمیت است. شاعران مدیحهسرا، شعر را به ابزار زبانی تولید گفتمان قدرت تبدیل کردهاند. برایناساس، زبان در خدمت محتوا قرارگرفته و بهعنوان ابزار برجستهسازی هدفهای حاکمیت به کار رفته است. ایدئولوژی در تمام لایههای زبانی، بروز مییابد و بررسی هر یک از مقولههای زبانی در شناسایی سازوکارهای ایدئولوژیک متن میسر است. فعل بهعنوان یکی از ارکان نحوی، عنصر بنیادین جمله است که در بررسی دستوری آن، مقولههای مختلفی مطرح است؛ مؤلفههایی همچون زمان، شخص و شمار، وجه فعل، گذرایی و ناگذرایی، معلوم و مجهولبودن و اسنادی و کنشیبودن که در متن حاضر بررسی شدهاند. در این پژوهش، چگونگی کاربرد آنها در پیشبرد اهداف گفتمانی مدح مدنظر است. بدینمنظور، نمونهای شامل بیستقصیدۀ منتخب از شششاعر برجستۀ مدیحهسرا برگزیده و مؤلفههای مذکور با رویکرد جایگاه گفتمانی آنها بررسی شد. طبقهبندی و تحلیل افعال با دلالت بر غلبۀ برخی ساختها بر دیگر ساختهای فعل، نشاندهندۀ همسویی زبان و قدرت است که مطابق اهداف ایدئولوژیک متن برای نمایش اقتدار ممدوح و اقناع مخاطب به کار رفته است. غلبۀ کاربرد ساخت معلوم، افعال ناگذر، افعال تام و تأکید بر ضمیر سومشخص مفرد، از ساختهای نحوی در مدح است که بر مرکزیت ممدوح و کنشگری او تأکید میکند. همچنین، غلبۀ وجه اخباری و افعال مضارع بر قاطعیت گزارههای مربوط به ممدوح صحه میگذارد.