نقش «قهرمان» در خلق محتوای حماسی در داستان «رستم و اسفندیار» شاهنامۀ فردوسی
نویسندگان
1 دکتری زبان و ادبیات فارسی (گرایش حماسی)، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2 استاد، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
3 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22054/ltr.2020.51863.3029چکیده
اعمال و افکار قهرمان حماسه، نمایانگر آرزوها و خصایص یک ملّت است؛ بههمیندلیل شناخت ویژگیهای قهرمان حماسه، در پیبردن به نقش وی در خلق محتوای حماسی اثر اهمیّت ویژهای دارد، زیرا شاعرِ حماسی با بهرهگیری از «بینش قهرمانی»، سعی داشته بنمایههای مؤثّر در حماسی ساختن محتوای اثر را مؤکّد کند. در این پژوهش که به روش تحلیلی – توصیفی و باهدف بررسی نقش «قهرمان» در ایجاد محتوای حماسی انجامپذیرفته، تلاش شدهاست با تکیهبر داستان «رستم و اسفندیار»، خصوصیات دو پهلوان/قهرمان بیهمتای شاهنامۀ فردوسی؛ «رستم» (جهانپهلوان حماسۀ ملّی ایران) و «اسفندیار» (پهلوان- شاهزادۀ رویینتن ایرانی)، بهعنوان بینش تأثیرگذارِ قهرمان در شکلگیری بنمایههای تکرارشوندۀ حماسی در شاهنامه معرفی و تحلیل شود. بر اساس یافتههای این تحقیق، برجستهترین خصایص، افکار و اعمال دو قهرمان اصلی داستان «رستم و اسفندیار» عبارت بود از: محبوب و ملّی بودن قهرمان، رویینتنبودن و داشتن نشانههای خدامایگی، اهمیّت نژادگی، ضرورت حفظ نام و ننگ و پاسداری از حرمت آزادگان، بهرهگیری از سلاح ویژه، لزوم دانایی قهرمان و مهارت در نبرد تنبهتن و زبانآوری. این ویژگیهای شاخص به شکلگیری حماسیترین داستان شاهنامه منجر شده و تمایز قهرمان حماسه با قهرمان در انواع ادبی دیگر را نشان داده است.