اصول تناسب هزینه- فایده و تحقق کارایی؛ اصول اقتصادی حاکم بر سیاستگذاری تقنینی و جایگاه آن در قانونگذاری حقوق مالکیت ادبی– هنری ایران
نویسندگان
1 دانشیار دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی (مؤسسۀ حقوق تطبیقی) دانشگاه تهران
doi
10.22059/jlq.2015.55685چکیده
در مقالهای که پیشترنویسندۀ همین مقاله نگاشته است، گفته شد که اصول اقتصادی حاکم بر سیاستگذاری حقوق مالکیت ادبی و هنری(کپیرایت)، دارای دو فایدۀ ایجابی و سلبی است؛ به این ترتیب که از یکسو قانونگذار را به سمت وضع مقررات کارا در زمینۀ حقوق مالکیت ادبی و هنری سوق میدهد و از سوی دیگر، با دادن خط مشی مشخص، مرجع قانونگذاری را از وضع مقررات متعارض و دارای سیاست اقتصادی متناقض بازمیدارد. ازآنجا که این اصول اقتصادی متعددند، در مقالۀ پیشین، سه اصل اقتصادی بررسی شد و اکنون در این مقاله، دو اصل دیگر یعنی اصل تناسب هزینه- فایده و تحقق کارایی تبیین میشود و نمونههایی از چند قاعدۀ برگرفته از این دو اصل که در حوزۀ حقوق مالکیت ادبی و هنری قابلیت اعمال دارند، آورده شده، میزان توجه قانونگذار ایران به این اصول مشخص میگردد و در پایان، راهکارهای روشنی در این زمینه پیشنهاد میشود. ازآنجا که تاکنون در عرصۀ نظریهپردازی حقوقی، این اصول بهنحو منقح و یکجا شناسایی، تدوین و بررسی نشده و میزان توجه قانونگذار ایران به آنها محل نقد و واکاوی قرار نگرفته است، لذا نوشتار حاضر میتواند از این حیث دارای نوآوری باشد؛ بهویژه آنکه در صدد اثبات این فرضیه است که وضع مقرراتِ دارای سیاستهای متعارض در حوزۀ حقوق مالکیت ادبی و هنری کشور، گویای آن است که این اصول اقتصادی یا برای مرجع قانونگذاری ما ناشناخته بوده یا دستکم به آن عنایت خاص نشده است.