بررسی حوزههای مبدأ و مقصد استعارههای آثار سوررئال از منظر زبانشناسی شناختی بر پایه نظریات کوچش
نویسندگان
1 استادیار، گروه زبانشناسی، دانشگاه پیام نور، مشهد، ایران
2 کارشناسیارشد زبانشناسی، دانشگاه پیام نور، مشهد، ایران
3 استادیار، گروه زبانشناسی، مرکز آموزش عالی کاشمر، کاشمر، ایران
doi
10.22054/ltr.2020.52450.3054چکیده
هدف از این تحقیق، بررسی استعارههای رمانهای سبک سوررئالیست از منظر زبانشناسی شناختی است. محقق در این پژوهش در پی دستیابی پاسخ به این پرسشها است که بیشترین فراوانی حوزههای مبدأ و مقصد استعارههای آثار سوررئال، در کدامیک از حوزههای رایج کوچش است؟ و همچنین به لحاظ عینی و انتزاعی بودن حوزههای مبدأ و مقصد، استعارههای آثار سوررئال به چه صورت هستند؟ رمانهایی که در این پژوهش انتخاب شدند، 6 رمان سوررئال از نویسندگان و نقاط مختلف دنیا بودند. در این پژوهش، صد صفحه ابتدایی این 6 رمان، موردمطالعه قرار گرفت. استعارهها استخراج و در بافت متن موردبررسی قرار گرفت و در جدولی حوزه مبدأ و مقصد این استعارهها بر اساس حوزههای مبدأ و مقصد کوچش مشخص شد؛ و درنهایت عینی و انتزاعی بودن حوزههای مبدأ و مقصد مشخص شد. نتایجی که به دست آمد حاکی از این مطلب است که حوزههای مبدأ و مقصد، هر دو بیشتر عینی هستند گرچه حوزههای انتزاعی نیز در این میان به چشم میخورد. بیشترین فراوانی در حوزه مبدأ مربوط به انسان و ماشینابزار و در حوزه مقصد مربوط به انسان و طبیعت است؛ و این حاکی از اهمیت نقش انسان در این سبک نوشتاری علیرغم سوررئال بودن آنهاست.