تأثیر مبانی معرفت‌شناختی ویتگنشتاین بر ایزوتسو در تحلیل معنایی مفاهیم اخلاقی- دینی قرآن

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشگاه پیام نور

doi
10.22059/jqst.2014.54281
چکیده

ایزوتسو متأثر از مبانی معرفت‌شناختی ویتگنشتاین، بر آن شد تا با استفاده از معناشناسی به زبان قرآن و تحلیل معنایی مفاهیم اخلاقی- دینی بر اساس جهان‌بینی قرآن بپردازد. از نظر او، تفاوت معنایی واژگان، به سبب گوناگونی کاربرد آن‌ها در حوزۀ معنایی است. اگرچه یک واژه از معنای اساسی و اولیۀ واحدی برخوردار است، با ورود به یک نظام خاص، مثلاً جهان‌بینی قرآنی، عناصر تازۀ معنا‌شناختی پیدا می‌کند. بر اساس روش معناشناسی ایزوتسو، هر واژه‌ای در بافت و زمینه‌ای خاص، مثلاً قرآن، با اخذ ویژگی‌های آن واژه و مشتقاتش و در نهایت ارائۀ انگارۀ معنایی، معنا می‌یابد. البته، مجموعۀ باورها، پیش‌فرض‌ها و پیش‌فهم‌های فرد بر انگاره‌ای که به دست می‌دهد، تأثیر می‌گذارد. در این نوشتار، با اشاره به روش معنا‌شناسی ایزوتسو در مفاهیم اخلاقی- دینی قرآن، به تحلیل مبانی معرفت‌شناختی‌ای که وی متأثّر از ویتگنشتاین بوده است، از جمله «دیدن به عنوانِ»، «اصل زمینۀ معنایی» و «نظریۀ کاربردی معنا»، می‌پردازیم.