بررسی موقعیت‌ها و سطوح روایی در قصه‌های عامیانۀ بلند با تأکید بر «ابومسلم‌نامه»

نویسندگان

1 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران

2 پژوهشگر پسادکتری، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران

doi
10.22054/ltr.2020.47534.2851
چکیده

نقالی در گذشته فرهنگی ایران به معنای گسترده، خواندن و بازگفتن هرگونه داستان است. قصه‌پژوهی، حضور عامل انسانی نقال در انتقال قصه را موردتوجه قرار می‌دهد، اما نشانه‌های حضور، میزان تصرف یا پایبندی وی به منابع را به شکلی روش‌مند و دقیق بررسی نمی‌کند. آشفتگی و اختلاط نقال با راوی و نویسنده نشان می‌دهد قصه‌پژوهان با وجود اذعان به اینکه قصه، نویسنده عینی ندارد، راوی جهان داستانی را گاه با نویسنده و گاه با نقال یکی دانسته‌اند. همچنین دخالت مصححِ قصه به صورت کاربرد علائم سجاوندی، پررنگ کردن و یا در میان خط تیره قرار دادن برخی جملات به منظور تمایز نقال از راوی بدون آنکه مبنای دقیق و سنجیده‌ای داشته باشد بر آشفتگی‌های موجود افزوده است. روایت‌شناسی، موقعیت‌ها و سطوح روایی را براساس تقابلِ راوی، کنش‌گر و مخاطب در اثر بررسی می‌کند. رویکرد روایت‌شناسی در شناخت قصه‌های عامیانه بلند که از طریق سنت نقالی و داستان‌گزاری بازسازی و ثبت شده‌اند، اهمیت بسزایی دارد؛ زیرا از طریق قائل شدن به تمایز در سطوح روایی، جایگاه نقال و گفتمان وی مشخص می‌شود. آیا برای نقال سطح روایی جدا از راوی، نویسنده ملموس و انتزاعی قابل دریافت است؟ نتایج این پژوهش با دیدگاه قصه‌پژوهان راجع به نقال، راوی و نویسنده مقایسه می‌شود.