تحلیل استعارۀ مفهومی ساختاری «هستی» در غزل‌های بیدل‌دهلوی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان وادبیات فارسی، واحد تربت حیدریه، دانشگاه آزاداسلامی، تربت حیدریه، ایران

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تربت حیدریه، دانشگاه آزاد اسلامی، تربت حیدریه، ایران

3 عضو مدعو دانشگاه آزاداسلامی واحد تربت حیدریه دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران

doi
10.22054/ltr.2020.40858.2633
چکیده

شعر بیدل‌دهلوی، دیریاب و رمزآلود است و اندیشه‌های ژرف فلسفی و عرفانی و نگاه ویژه‌اش به جهان از عوامل پیچیدگی‌های معنایی شعراوست.یکی از واژه‌های پربسامد و کلیدی در شعر بیدل، مفهوم انتزاعی «هستی» است. دراین مقاله، ابتدا به تبیین استعاره‌های شناختی به عنوان یکی از رویکردهای جدید در حوزۀ تحلیل آثار ادبی پرداخته و سپس مفهوم «هستی» با استفاده از استعارۀ مفهومی ساختاری،تحلیل می‌شود. شعر بیدل از مفاهیم پیچیده و دور از ذهنی سرشار است که با استفاده از کارکرد استعارۀ مفهومی در عینیت‌‌بخشی به حوزه‌های انتزاعی، قابلیت شرح، توصیف و تحلیل پیدا خواهد کرد و دسترسی مخاطب عام برای فهم معانی به ظاهر پیچیده در شعر بیدل آسان‌تر خواهد شد. تحلیل بن‌مایة «هستی» در این مقاله بر پایة استعارۀ ساختاری انجام می‌شود. از آنجاکه در شکل‌گیری انواع دیگر استعاره‌های شناختی، یعنی استعاره‌های جهتی و هستی‌شناختی، عمدۀ استعاره‌سازی براساس شباهت میان تجربیاتی است که از اشیای فیزیکی و جسم‌مان داریم، پایه‌های تجربی حسی‌سازی و مفهومی کردن تا حدود زیادی روشن است؛ در حالی ‌که در استعاره‌های ساختاری بر پایۀ تجربیات و ادراکات فرهنگی و اجتماعی دست به مفهوم‌سازی می‌زنیم. از این ‌رو، به نظر لیکاف و جانسون، استعاره‌های ساختاری پیچیده‌ترین نوع استعارۀ مفهومی هستند و به نظر می‌رسد تحلیل استعاره‌های ساختاری بن‌مایۀ هستی، ما را به تجربه‌های فرهنگی خاصی که بیدل‌دهلوی از آن برخوردار بوده و در شعرش منعکس‌ شده است، رهنمون می‌کند.