نقد جایگاه اجتماعی- ‌فرهنگی زن در رمان کلیدر

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

2 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

3 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

doi
10.22054/ltr.2020.48228.2869
چکیده

رمان، طرحی از زندگی است که دوره‌ای از زمان و فرهنگ اجتماع را در قالب روایت می‌ریزد و با موقعیت بخشیدن به شخصیت‌ها و حوادث گذر زندگی را از پیچ و خم امواج زندگی وصف می‌کند. این وصف اما، خالی از ارائة طرح و برنام زندگی نیست. زنان به منزلة بخشی از پیکرة اجتماع، زندگی و فرهنگ همواره قسمتی از بار جلو رفتن روایت را بر دوش داشته‌اند و نمایشی که از آن‌ها ارائه شده، دیدگاه آرمانی، انتقادی و یا اصلاحی نویسنده را به نمایش گذاشته‌ است. در رمان برجستة کلیدر چند زن نقش اساسی دارند. دولت‌آبادی از تئوری نمایش اجتماع در ارائة داستان سود جسته و ابعاد انتقادی، اصلاحی و دیدگاه‌های آرمانی کمتری را به نمایش گذاشته است. این نوشتار با طرح مباحثی مانند نقد جایگاه زنان در رمان کلیدر، بیان کاستی‌ها و عدم توجه به آموزه‌های منتقدانی چون گلدمن و بارت، موقعیت الهام بخشی این رمان را با نقص جدی روبه‌رو دیده و کوشیده است تا پاره‌ای از کاستی‌های نگاه اجتماعی‌- ‌فرهنگی نویسنده را مورد تذکار قرار دهد.