نقش «وجدان» در پدیداری حقوق
نویسندگان
1 گروه حقوق بینالملل، واحد نجفآباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجفآباد، ایران.
2 گروه حقوق بینالملل، واحد نجفآباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجفآباد، ایران.
3 گروه حقوق بین الملل، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران.
4 گروه حقوق بین الملل، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران.
doi
10.22099/jls.2020.30107.3014چکیده
چگونگی پدیداری حقوق، از دیرباز یکی از سؤالات مهم در حوزه مبانی حقوق بوده است. منظور از پدیداری حقوق، بروز و ظهور اولین گونههای ضوابط رفتار اجتماعی و قواعد موجد حق و تکلیف در جوامع ابتدایی بشر است. از سوی دیگر دخالت وجدان در شکلگیری و توسعه حقوق نیز همواره مورد موافقتها و مخالفتهای جدی صاحبنظران قرار گرفته است. این تحقیق با استفاده از بهروزترین یافتههای زیستجامعهشناسی و دیگر علوم به دنبال ارائه پارادایمی است که نقش وجدان در پدیداری حقوق را دقیقتر و علمیتر تشریح کند. مطابق یافتههای این پژوهش، «وجدان» منطق درون اجتماعی یا عقلانیت عضویتی است که از آگاهیها و احساسهای به اشتراک گذاشتهشده در جامعه بهره گرفته و ویژگیهای اخلاقی-اجتماعیِ انسانی، همچون همدلی و نوعدوستی را متبلور میکند. «وجدان» عادات زیستی و قواعد همکاری را اخلاقی و انسانی میکند، احساس درونی مبنی بر لزوم ثبوتهایی برای هر فرد تحت عنوان «حق» را سبب میشود و «عدالت» را بهعنوان شاخص ارزیابیهای خود به کار میگیرد. وجدان جمعی قدر مشترک وجدانهای فردی و عقلانیت عضویتی جمعی است که اتکا به وجدان در فضای تعیّن طلب حقوق را ممکن میکند. بهطور خلاصه میتوان گفت وجدان در پدیداری حقوق نقش چندوجهی دارد.