کارآمدی مبانی دینی در بنیانگذاری حق انتخاب نوع شغل در نظام حقوق اساسی ایران
نویسندگان
1 استادیار، گروه فقه و حقوق اسلامی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
2 عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره)، قم، ایران.
3 عضو هیئت علمی پژوهشکده شورای نگهبان.
doi
10.22034/nrr.2023.58354.1206چکیده
یکی از حقوق بنیادین بشری که در اصول 3، 22، 28 و 43 قانون اساسی مورد تأکید قرار گرفته است، «حق انتخاب نوع شغل» میباشد. از آنجائیکه فقهای معاصر در تدوین اصول قانون اساسی نقش برجستهای داشتهاند و این قانون در مقام اجراییسازی شریعت اسلام در نظام اجتماعی، به دنبال تعیین چارچوبهای حقوق و تکالیف مردم و حاکمیت است. سؤالی که به ذهن میرسد این است که مبانی دینی تا چه میزان در بنیانگذاری حق انتخاب نوع شغل در نظام حقوق اساسی ایران، کارآمد بوده است؟ این پژوهش که با روش توصیفی-تحلیلی و با اتکا به ابزار کتابخانهای انجام گرفت، در راستای پاسخگویی به سؤال مزبور، ابتدا جایگاه این حق را در نظام حقوق اساسی ایران شناسایی نمود و در ادامه ضمن اینکه ادله ناظر بر حق مزبور را استخراج نمود-که عبارت بودند از روایات خاص، اصل تسلیط، اصل کرامت انسانی، اصل احترام عمل مسلمان، اصل عدم ولایت و اصل اباحه-، نحوه دلالت این ادله را مورد تحلیل قرار داد و دو قید «عدم مخالفت با احکام اسلامی» و «عدم مخالفت با حقوق دیگران» را، به عنوان شروط تحدید کنندهی حق یاد شده استفصاص نمود، در نهایت روشن گردید که مبانی دینی در بنیانگذاری حق انتخاب نوع شغل کارآمد...