تحلیل داستان «آرش کمانگیر» سیاوش کسرایی با تکیه بر تخیل «ترس از زمان» از منظر ژیلبر دوران
نویسندگان
1 دانشآموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران
doi
10.22054/ltr.2019.41997.2679چکیده
پژوهش حاضر به بررسی درونمایۀ زمان در تصاویر موجود در منظومۀ حماسی آرش کمانگیر اثر سیاوش کسرایی، میپردازد. این پژوهش، بر بنیان نظریۀ ژیلبر دوران استوار است. دوران با طبقهبندی تصاویر، آنها را به منظومههای روزانه و شبانه بخش میکند. بخشی از این تصاویر و نمادها ترس از گذر زمان و مرگ را نشان میدهند و بخشی دیگر تلاش برای غلبه بر این ترس را تداعی میکنند. این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی نگارش یافته با توجه به زیستجهان تخیلی کسرایی در اثر «آرش کمانگیر» سعی دارد به این پرسش پاسخ دهد که کدامیک از تصاویر هنری با ویژگیهای نمادین خود در این اثر، ترس از گذر زمان و وقوع مرگ و نیز تلاش برای غلبه بر این ترس را نشان میدهند؟ نتیجه حاصل از این جستار، بیانگر آن است که هراس از گذر زمان و مرگ در آرش کمانگیر وجود دارد، اما این ترس و اضطراب به غلبۀ ناامیدی و پوچی منتهی نمیشود، بلکه اندیشۀ کسرایی، بیشتر متمایل به منظومۀ روزانۀ تخیلات و با ارزشگذاری مثبت بوده و گواه آن است که شاعر، تصویر مرگ را در تخیل خود تلطیف کرده و بهطور ناخودآگاه با گرایش به نمادهای مثبت، سعی دارد تا بر ترس از گذر زمان چیره شود.