نقش دوگانۀ هوش مصنوعی در سبزشویی شرکتی (مرور ادبیات و مسیرهای پژوهشی آینده)
نویسندگان
1 گروه حسابداری، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران
2 دانشیار گروه حسابداری، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران
doi
10.22054/eenr.2025.89699.220چکیده
هدف این مقاله مروری، تحلیل نقش دوگانه هوش مصنوعی در سبزشویی شرکتی و بررسی این موضوع است که چگونه این فنّاوری میتواند همزمان بهعنوان ابزاری برای تقویت واقعی پایداری زیستمحیطی و نیز بهعنوان سازوکاری برای خلق ادعاهای گمراهکننده زیستمحیطی مورداستفاده قرار گیرد. تمرکز اصلی پژوهش بر واکاوی شواهد نظری و تجربی پیرامون کارکردهای هوش مصنوعی و همچنین بررسی ظرفیت این فنّاوری در شکلدهی سبزشویی است. روش پژوهش مبتنی بر مرور نظاممند ادبیات شامل تحلیل مطالعات منتشرشده در پایگاههای معتبر بینالمللی است. برای این منظور، منابع علمی با رویکردهای تجربی، مفهومی و نظری بررسیشده و یافتهها در قالب مفاهیم کلیدی نقش دوگانه هوش مصنوعی دستهبندی شدهاند. نتایج نشان میدهد که پیامدهای نهایی بهکارگیری هوش مصنوعی کاملاً وابسته به سازوکارهای حکمرانی شرکتی، انگیزههای مدیریتی، چارچوبهای نظارتی و کیفیت شفافیت دادهها است؛ درحالیکه این فنّاوری قادر است سطح بالایی از شفافیت، کشف سبزشویی و ارتقای عملکرد واقعی پایداری را ایجاد کند، در صورت استفاده فرصتطلبانه میتواند سبزشویی را تقویت کرده و آن را پیچیدهتر و کمردپاتر سازد. نتیجهگیری کلی پژوهش بیان میکند که آینده نقش هوش مصنوعی در پایداری زیستمحیطی نه به ماهیت فنّاوری، بلکه به نحوه پیادهسازی، استانداردهای گزارشدهی، کنترلهای نظارتی و انگیزههای سازمانی بستگی دارد. همچنین پیشنهاد میشود پژوهشهای آینده بهسمت مطالعات تجربی، توسعۀ معیارهای سنجش سبزشویی مبتنی بر هوش مصنوعی، ارزیابی اثرات نهادی و تحلیل بلندمدت پیامدهای حکمرانی فنّاوری حرکت کنند. هدف این مقاله مروری، تحلیل نقش دوگانه هوش مصنوعی در سبزشویی شرکتی و بررسی این موضوع است که چگونه این فنّاوری میتواند همزمان بهعنوان ابزاری برای تقویت واقعی پایداری زیستمحیطی و نیز بهعنوان سازوکاری برای خلق ادعاهای گمراهکننده زیستمحیطی مورداستفاده قرار گیرد. تمرکز اصلی پژوهش بر واکاوی شواهد نظری و تجربی پیرامون کارکردهای هوش مصنوعی و همچنین بررسی ظرفیت این فنّاوری در شکلدهی سبزشویی است. روش پژوهش مبتنی بر مرور نظاممند ادبیات شامل تحلیل مطالعات منتشرشده در پایگاههای معتبر بینالمللی است. برای این منظور، منابع علمی با رویکردهای تجربی، مفهومی و نظری بررسیشده و یافتهها در قالب مفاهیم کلیدی نقش دوگانه هوش مصنوعی دستهبندی شدهاند. نتایج نشان میدهد که پیامدهای نهایی بهکارگیری هوش مصنوعی کاملاً وابسته به سازوکارهای حکمرانی شرکتی، انگیزههای مدیریتی، چارچوبهای نظارتی و کیفیت شفافیت دادهها است؛ درحالیکه این فنّاوری قادر است سطح بالایی از شفافیت، کشف سبزشویی و ارتقای عملکرد واقعی پایداری را ایجاد کند، در صورت استفاده فرصتطلبانه میتواند سبزشویی را تقویت کرده و آن را پیچیدهتر و کمردپاتر سازد. نتیجهگیری کلی پژوهش بیان میکند که آینده نقش هوش مصنوعی در پایداری زیستمحیطی نه به ماهیت فنّاوری، بلکه به نحوه پیادهسازی، استانداردهای گزارشدهی، کنترلهای نظارتی و انگیزههای سازمانی بستگی دارد. همچنین پیشنهاد میشود پژوهشهای آینده بهسمت مطالعات تجربی، توسعۀ معیارهای سنجش سبزشویی مبتنی بر هوش مصنوعی، ارزیابی اثرات نهادی و تحلیل بلندمدت پیامدهای حکمرانی فنّاوری حرکت کنند.