مبانی انسانشناختی نظام اقتصادی اسلام بر اساس دیدگاه علامه طباطبایی(ره)
نویسندگان
1 پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
2 دانشگاه فرهنگیان
doi
10.22034/nrr.2023.16447چکیده
هویت و عقلانیت و مبانی تعریف شده برای انسان، بنیان تشکیل نظام اقتصادی به عنوان یکی از مهمترینارکان زندگی اجتماعی است. پژوهش حاضر با استفاده از روش حکمی-اجتهادی، به دنبال تبیین علّی روابط میانمبانی انسانشناختی و اصول بایسته نظام اقتصادی بوده و مبتنی بر دادههای کتابخانهای انجام گرفته است. از جملهمتفکران برجسته جهان اسلام که با تحلیل نظریات انسانشناختی ایشان میتوان نظام اقتصادی اسلامی جامعی را ارائه نمود، علامه طباطبایی(ره) است. بنابر یافتههای این تحقیق، مبانی انسانشناختی علامه با بیان نظریه فطرتمندی،غایتمندی، ذوابعاد بودن انسان، سعادتطلبی، کرامت، عدالت در قوای انسانی و اصل مملوکیت انسان، ضرورتابتنای نظام اقتصادی بر وحی و فطرت و شکلگیری آن در راستای قرب الهی، لزوم تحقق نظام اقتصادیفضیلتمحور و توجه به سعادت حداکثری در این نظام، لزوم حفظ کرامت انسانی و ضرورت تحقق نظام اقتصادیعدالتمحور و نیز مالکیت عرَضی انسان در این ساختار را اثبات نموده و به این ترتیب نظام اقتصادی مطلوب راارائه میدهد. انجام فعالیت اقتصادی تحت چنین ساختاری، سبب ترجیح سعادت اخروی بر سود دنیوی و توجهتوأمان به امر دنیا و آخرت و یکی از عوامل تحقق حیات طیبه و زندگی گوارای انسانی میباشد.