ارزیابی جامعه‌شناختی سند الگوی پایه اسلامی‏ ایرانی پیشرفت؛ از منظر اهداف و رویکردها

نویسندگان

1 دانشیار جامعه‌شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران. kachoian@ut.ac.ir

2 دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران (نویسنده مسئول). Farahani.es@gmail.com

doi
10.22083/jccs.2025.500658.3997
چکیده

مقاله به بررسی سند الگوی پایه اسلامی ایرانی پیشرفت می‌پردازد. پرسش درباره انتظارات از چنین الگویی، نقش بسزایی در ارزیابی کیفیت آن دارد؛ چراکه مهم‏ترین قصد نگارش این‏گونه اسناد پرکردن خلاءهای نظری کشور در حوزه پیشرفت است. از این منظر، پیش‎فرض اصلی تهیه این سند، عدم تحقق برخی مقاصد جامعه ایران طی ادوار گذشته به‌رغم اجرای نسبی الگوهای مرسوم توسعه است. بعلاوه، سند جدید باید دیدگاه‏های نوینی در نسبت با اسناد بالادستی گذشته پیشِ روی جامعه قرار دهد و نمی‏تواند به تکرار و تأیید دانسته‏های پیشین بسنده نماید، بلکه می‏بایست، رویکردهای گره‏گشا و خلاقانه آن در مقایسه با سند چشم‏انداز کشور در افق بیست‎ساله (1384-1404) قابل ارزیابی و اتکا باشد. همچنین، سند باید بتواند نسبت خود را با سند 2030 روشن نماید. پیگیری پرسش‏های‏ مذکور که با استفاده از روش‌های‌‌ تحلیل اسنادی و تحلیل تطبیقی صورت گرفته است، نشان می‏دهد سند مذکور نسبت به تجربه شکل‌گیری تمدن غربی و تمدن‌های پیشامدرن عنایت چندانی ندارد تا حدودی به جانب لیبرالیسم اقتصادی و فردگرایی روش‌شناختی متمایل شده است، به‌‌رغم تأکید بر مبانی اسلامی فاقد منطق درونی و بیرونی منسجم برای تحقق اهداف اعلام‌شده است، تفاوت قابل توجهی نسبت به اسناد مشابه داخلی نداشته و موضع دقیقی در قبال اسناد بیرونی اتخاذ نکرده است و درنتیجه از تأمین انتظارات موجود ناکام خواهد ماند.