تعالی شخصیت انسان در اشعار سیمین بهبهانی بر پایۀ نظریۀ اریک فروم

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی، مرکز تحقیقات زبان‌شناسی کاربردی، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن، ایران

2 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، مرکز تحقیقات زبان‌شناسی کاربردی، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن، ایران

doi
10.22054/ltr.2020.43310.2719
چکیده

انسان در عصر حاضر به دلیل رشد صنعت و تکنولوژی از معیارها و ارزش­های اخلاقی فاصله گرفته است،  بنابراین، برای تعالی نیاز دارد از هر آنچه می­تواند به تقویت این مهم یاری رساند،  بهره بگیرد. اریک فروم روان­شناسی را جدا از اصول اخلاقی نمی­داند؛ از این رو، منش و شخصیت انسان در زندگی را ترکیبی از جهت­گیری­های غیربارور که شامل گیرنده، استثماری، بازاری و مال­اندوز و جهت­گیری بارور و خودانگیخته می­داند. وی به گونه­ای افراطی به ارزش و مقام انسان ارج می­نهد، زیرا تحت تفکر اومانیسم به اصالت و محوریت انسان در زندگی معتقد است. انسان در اشعار بهبهانی جایگاه والایی دارد، زیرا وی به وجود واجب‌الوجود ایمان داشته و به آن به عنوان مرجع قدرتی فراتر از انسان معتقد است. هدف از این جستار تحلیل جهت­گیری­های شخصیت (بارور و غیربارور) در رویکرد روان­شناختی- جامعه­شناختی  اریک فروم در اشعار سیمین بهبهانی برای شناخت هرچه بیشتر شخصیت و افکار اوست. روش تحقیق در این پژوهش تحلیلی- توصیفی است. بهبهانی و فروم جایگاه انسان در هستی، تکامل، سعادت و رسیدن او به خیر و تعالی را در نظر دارند، اما تفاوت بارز میان آن­ها انسان‌محوربودن فروم و دین­محور بودن بهبهانی است.