رمزگشایی کهن‌الگویی داستان‌های هفت‌پیکر نظامی با توجه به سیر بهرام برای رسیدن به «مادر مثالی»

نویسندگان

1 استاد مدعو زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه مطالعات خارجی توکیو، توکیو، ژاپن

doi
10.22054/ltr.2020.18097.1716
چکیده

می­توان هفت­پیکر نظامی را کتاب یگانگی قهرمان و پیوند مقدس او با آنیما دانست که در گسترۀ نمادها یا استعاره­هایی معنادار به نوعی «خویشتن­شناسی» منجر می‌شود. جلوۀ کهن­الگوهای ناخودآگاه جمعی موجود در این کتاب، آن را در هاله­ای از ابهاماتی قرار می­دهد که جز با راهکارهای روان‌شناختی اسطوره­ قابل درک و تبیین نیست. کهن­الگوی «زن نخستین» یا «مادر ازلی» در سفر سمبلیک بهرام و در مراحل آزمون­های خودشناسی او، حرکتی از اعماق سیاهی به دل روشنایی است. در داستان­های این کتاب، نقصان و کمبودی در روان تمامی قهرمانان، موجبات حرکت و سفر آن‌ها را برای گشودن دریچه­های ناشناخته فراهم می­سازد. زندگی پر رمز و راز شاه در گزارش نظامی از او یک قهرمانان اسطوره­مند ساخته که در فرجام زندگانی خویش به عنوان یک انسان آگاه به شعورِ شورمندِ خویش به نوعی فردانیت متافیزیکی دست می­یابد. مسألۀ اصلی پژوهش در این مقاله، سیر بهرام است که خود در قالب سفری به قصد نوزایی رُخ می‌دهد و تسلسل وقایع و ارتباط درونی آن‌ها با یکدیگر فرایند خویشتن­شناسی قهرمان را تقویت می‌کند. هدف این است تا با نشان دادن رویکرد روان‌شناختی اسطوره با واکاوی عناصرِ نمادینِ موجود در قصه­های هفت­گنبد، ارتباط درونی آن‌ها با داستان اصلی بررسی شود و تمامی کنش‌ها و واکنش­های داستانی را در جهت استعلای متافیزیکی قهرمان معنا بخشد. گفتنی است که شیوۀ تحقیق در این مقاله، تحلیلی- توصیفی است.