سرمایه اجتماعی سیال: چارچوبی نوین برای تحلیل رابطهمحور در بستر میراث فرهنگی ناملموس
نویسندگان
1 گروه معماری، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران. Raheleh.parvin@iau.ir
2 استادیار گروه بنا، پژوهشکده ابنیه و بافت، پژوهشگاه میراث فرهنگی کشور، تهران، ایران. ( نویسنده مسئول) h.esmaeeli@richt.ir
3 گروه معماری و شهرسازی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران. Taraffarat@yahoo.com
doi
10.22083/jccs.2025.526273.4048چکیده
تحلیل ماهوی سازوکار استمرار تعاملات اجتماعی مبتنیبر رابطهمندی در پهنۀ میراث فرهنگی ناملموس، موضوعی بنیادین و ناگزیر است که در پرتو تحولات کلان جهانی و دگرگونیهای راهبردی در حوزۀ مدیریت میراث، جایگاه و ضرورت آن ناشی از پیچیدگیهای زیستجهانی و پارادایمهای نوین مدیریتی، بهطور فزایندهای متبلور و واجد اهمیت متعالی گردیده است. بدینسان پژوهش حاضر، در پی پاسخ به پرسش اصلی «سرمایه اجتماعی سیال در بستر میراث ناملموس، با تکیهبر مؤلفهها، به چه صورت به تداوم تعاملات اجتماعی پویا و رابطهمحور میانجامد؟» با بهرهگیری از روش تحقیق آمیخته (کمی- کیفی)، دادههای کیفی را از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته، مشاهده مشارکتی و روایتنگاری خودمردمنگارانه با استفاده از روش تحلیل مضمون و کدگذاری به شناسایی نمود. همچنین، دادههای کمی گردآوریشده از پرسشنامهای ساختاریافته پس از تأیید پایایی با ضریب آلفای کرونباخ، در میان جامعه آماری توزیع گردیده و با بهرهگیری از آزمونهای آماری تحلیلی جهت بررسی توزیع، روابط و تفاوتهای معنادار مورد پردازش قرار گرفتند؛ علاوهبر آزمونهای آماری مرسوم، دادههای کمی با تحلیل عاملی تأییدی (CFA) و مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) بررسی شد تا اعتبار سازهها و روابط علت و معلولی مؤلفهها سنجیده شود. یافتهها نشان میدهد مؤلفههای «اعتماد اجتماعی»، «پویایی زمینهای»، «مشارکت جمعی» و «حافظه فرهنگی و تجربه زیسته» نقشی کلیدی و معنادار در تحکیم سرمایه اجتماعی سیال ایفا مینمایند. این نظریه با بازتعریف نسبت متقابل میان سرمایه اجتماعی و میراث ناملموس، زمینهساز بازآفرینی هویتهای فرهنگی و تقویت انسجام اجتماعی در فرایندهای حفاظت است. افزونبر این، پژوهش بر ضرورت بازنگری بنیادین در سیاستگذاریهای فرهنگی و اتخاذ رویکردهای چندسطحی و مشارکتمحور تأکید مینماید.