احصاء عقلانیتهای پایه در فرآیند سیاستگذاری عمومی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه علامه طباطبایی
2 استادیار مدیریت دانشگاه صنعتی مالک اشتر
doi
10.22059/ppolicy.2017.62029چکیده
سطوح حاکمیتی در امر سیاستگذاری خیلی موفق عمل نمیکنند که میتوان یکی از علل آن را بیتوجهی به عقلانیتهای پایه در فرآیند سیاستگذاری دانست. هدف این پژوهش احصاء عقلانیتهای پایه در مراحل اصلی فرآیند سیاستگذاری میباشد. روش انجام این پژوهش از نوع ترکیبی میباشد که طی آن در ابتدا عقلانیتها با تحلیل محتوای کیفی احصاء شده و سپس میزان توجه به عقلانیتها و اهمیت آنها در یکی از وزارتخانه ها با استفاده از پیمایش اندازه گیری شد. فرضیه اصلی این پژوهش این است که میزان توجه به عقلانیتها در وضع موجود، با میزان اهمیت آنها (توجه در وضع مطلوب)، تفاوت معناداری دارد و همین موضوع سبب شکست سیاستها میشود. در نهایت چهار دسته عقلانیت هنجاری، قانونی، تجربی و منطقی در چهار مرحله اصلی سیاستگذاری احصاء شد که با استفاده از تحلیل نتایج پیمایش در وزارتخانه مورد مطالعه، فرضیه پژوهش تایید شد. لذا میتوان این غفلتهای اساسی از عقلانیتها در فرآیند سیاستگذاری را یکی از علل عدم موفقیت سیاستها در عمل دانست.