میزان حضور فرهنگ غربی در زبان و بیان برخی از داستان‌نویسان امروز ایران (مطالعه موردی: شش رمان دهه 80)

نویسندگان

1 دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه الزهرا(س)، تهران، ایران

2 استاد، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه الزهرا(س)، تهران، ایران

doi
10.22054/ltr.2020.44167.2738
چکیده

مقاله حاضر به بررسی منتخب داستان‌های دهه هشتاد از منظر کاربرد واژگان، عبارات و جملات آن‌ها می‌پردازد تا میزان حضور فرهنگ غرب و جایگاه فرهنگ خودی را در متون داستانی تبیین کند. درواقع، کمرنگ‌شدن حضور فرهنگ «خود» ی و بالارفتن میزان حضور فرهنگ «دیگری» در میان جامعه‌ای رخ می‌دهد که افراد آن در فضای فرهنگی و کارکردهای ارزشی خود چنان بی‌هویت می‌شوند که به‌راحتی از بنیان‌های اعتقادی خود جدا و پذیرای جریان‌های فرهنگی دیگری می‌شوند. بسامد بالای استفاده از واژه‌ها و اصطلاحات غربی در روایت‌های این دهه نشانگر کم‌توجهی به زبان فارسی؛ نیز فرهنگ و هویت ایرانی نزد شخصیت‌های داستانی این متون است. نشانه‌شناسی شش داستان برجسته و پرفروش این دهه نشان داد که فرهنگ غربی و کاربرد واژه‌ها و اصطلاحات آن در ادبیات داستانی معاصر نوعی ارزش به شمار می‌آید و شخصیت‌های این داستان‌ها بر این باورند که با همسوشدن با فرهنگ غربی می‌توانند برای خود جایگاه اجتماعی برتری فراهم کنند. این رفتار به‌مرورزمان موجب کنار رفتن فرهنگ خودی و تهی‌شدن هویتی افراد یک جامعه می‌شود. این پژوهش از منظر مطالعه فرهنگی بر روی متن صورت گرفته و هدف آن ضروری نشان دادن مسئله حفظ زبان فارسی و اصالت هویت ایرانی است.