تحلیل عنوان در چند رمان فارسی معاصر بر اساس نظریهی دیوید لاج
نویسندگان
1 استاد، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
3 کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22054/ltr.2020.50517.2973چکیده
قطبهای استعاری و مجازی، یکی از نظریههای زبانی مشهور معاصر منسوب به رومنیاکوبسن از نظریهپردازان معروف در این زمینه است که معتقد است برای تکمیل هرکلام، یکی از قطبهای استعاری یا مجازی زبان فعال میشود. از نظر وی، قطب مجازی زبان در نثر استفاده میشود و قطب استعاری در شعر. دیویدلاج ضمن تفسیر نظریهی یاکوبسن بیانمیدارد که در نثر، علاوه بر روابط مجاورت و قطب مجازی زبان، قطب استعاری نیز وجود دارد. لاج ادبیات داستانی نوگرا را تلفیقی از روابط مجاورت و مشابهت یا همان قطب استعاری و مجازی زبان میداند. از نظر او اگرچه قطب استعاری در رمانهای نوگرا به شکلی آشکار وارد نشده است، اما نویسندگان آنها شگردهایی را بهکار میبرند که نثری که در اصل مجازی است، شکلی استعاری به خود بگیرد و در نتیجه رمانهای نو، عناوینی استعاری داشته باشند. پرسش اصلی ما در این پژوهش این است که در رمانهای معاصر فارسی، عنوان داستان و متن، بر اساس نظریه زبانشناختی دیوید لاج، چگونه از نظر زبانشناختی و معنایی از یکدیگر تأثیر پذیرفتهاند و سبک داستانی، چگونه در شکلگیری عنوان نقش داشته است؟ در این پژوهش، شش رمان شاخص و برگزیدهی فارسی از جمله «سمفونی مردگان، بوف کور، بازی آخر بانو، همنوایی شبانهی ارکستر چوبها و مدیر مدرسه» را بر اساس دیدگاه دیوید لاج با روش توصیفی ـ تحلیلی بررسی کرده و نشان دادهایم که عنوان در این رمانها از نظر معنایی و زبانشناختی تحت تأثیر ساختار معنایی و سبکی متن است؛ بدینگونه که در تمام این رمانها به جز «مدیر مدرسه»، عنوان متأثر از فضای معنایی و سبکی اثر، جنبه استعاری دارد و در رمان «مدیر مدرسه» که سبکی رئالیستی دارد، عنوان نیز بر اساس قطب مجاز شکل گرفته است. اگرچه در همه این رمانها قطب مجاز و استعاره با هم عمل کرده و جنبه مجازی زبان، در برخی موارد همان کارکرد استعاره را داشته است.