خوانش زندانیان از فیلمهای زندان: مطالعه موردی فیلم ‹‹دهلیز››
نویسندگان
1 مربی پژوهش گروه جامعهشناسی فرهنگی، پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماری، جهاد دانشگاهی، تهران، ایران. (نویسنده مسئول). m.soltani@acecr.ac.ir
2 استادیار و عضو هیئتعلمی گروه جامعهشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران. hmoradkhani@razi.ac.ir
3 عضو هیئتعلمی جهاد دانشگاهی، واحد البرز، کرج، ایران. esmaelzadeh@acecr.ac.ir
doi
10.22083/jccs.2025.472281.3917چکیده
این پژوهش با هدف واکاوی چگونگی خوانش زندانیان از فیلم سینمایی دهلیز (به کارگردانی بهروز شعیبی، 1۳۹2) انجام شده است؛ فیلمی که با طرح مسئلۀ قصاص و بخشش و بازنمایی تأثیر زندان بر مناسبات خانوادگی، از نمونههای شاخص سینمای اجتماعی ایران به شمار میآید. مسئلۀ اصلی پژوهش این است که زندانیان چگونه معناهای نهفته در بازنمایی سینمایی از تجربۀ زیستۀ خود را رمزگشایی میکنند و چه نوع خوانشهایی از فیلم ارائه میدهند. چارچوب نظری مطالعه بر مدل رمزگذاری/رمزگشایی استوارت هال استوار است که امکان تحلیل موقعیت مخاطب را در سه سطح خوانش هژمونیک، توافقی و مخالفتآمیز فراهم میکند. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر گروههای کانونی است؛ چهار گروه با بیست زندانی در زندان مرکزی ساری تشکیل شد. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری و با تحلیل مضمون تفسیری و کدگذاری چندمرحلهای بررسی شدند. یافتهها نشان میدهد زندانیان سه گونه خوانش ارائه کردند: برخی با پیام اخلاقی فیلم دربارۀ کنترل خشم و نقش خانواده همدل بودند (خوانش هژمونیک)، گروهی برداشت توافقی داشتند و ضمن پذیرش پیامها به فاصلۀ واقعیت و بازنمایی اشاره کردند و گروهی با خوانش مخالفتآمیز فیلم را فاقد واقعگرایی و نادیده گیرنده زیست روزمرۀ زندان دانستند. نتایج بیانگر آن است که تجربۀ زیستۀ زندان مرز میان این سه خوانش را سیال میسازد و تفسیرها را در پیوندی پویا با هویت، احساس گناه و امید به بازگشت اجتماعی شکل میدهد. این یافتهها بر ضرورت توجه سینمای اجتماعی ایران به بازنماییهای واقعگرایانهتر و نقش تربیتی و روانی فیلمها برای مخاطبان آسیبپذیر تأکید دارد.