شناخت هندسه فرهنگ به عنوان ضرورتی در سیاستگذاری فرهنگی مبتنی بر راهبرد داده بنیاد
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری سیاستگذاری فرهنگی، پژوهشکده مطالعات فرهنگی - اجتماعی
2 استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران
3 دانشیار جامعهشناسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/ppolicy.2017.62033چکیده
این مقاله به پاسخ این پرسش میپردازد که آیا فهم بومی از معنا و هندسه فرهنگ در همگراسازی تعاریف گوناگون فرهنگ و زمینه سازی و صورتبندی الگوی بومی سیاستگذاری فرهنگی موثر است؟ در این مقاله که با روش کیفی نظریه مبنایی انجام پذیرفته، بالغ بر 40 تعریف از فرهنگ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و از میان 237 مفهوم ابتدایی و 20 مفهوم محوری به سه مقوله مشترک در میان تعاریف از فرهنگ دست یافتهایم. در نتیجه قدر مشترکهای تعاریف برگزیده از فرهنگ که سامان دهنده فهم سه درجهای از هندسه فرهنگ بود، مبتنی بر اصول و مبانی فلسفی حکمت متعالیه (رویکرد بومی مطالعه) و با استفاده از آراء اندیشمندان بومی و غیر بومی استنباط و تدوین شده است و در پایان، این نگاه سه ساحتی، زمینه ساز فهم مدلواره هایی شده تا به کمک آن، به پرسش و هدف اصلی تحقیق پاسخ داده شود.