بینامتنیت در مثنویهای عطار نیشابوری با حدیقۀ سنایی
نویسندگان
1 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22054/ltr.2021.52058.3037چکیده
نظریۀ بینامتنیت یکی از رویکردهای نوین در خوانش و نقد متون است. این نظریه ابتدا از نشانهشناسی فردیناند سوسور مایه گرفت و بـه بررسـی روابـط موجود در بین متون میپردازد. چراکه در هر متنی اشاراتی به آثار پیش از آن وجود دارد؛ بهبیاندیگر، متون جدید زاییدة متنهای پیش از خود هستند. ژارژ ژنت نظریۀ بینامتنیت را به کمال خود رسانده است. ژنت، بینامتنیت را به سه دسته تقسیم میکند که در قالب حضور صریح و اعلامشده، پنهان و غیرصریح یا ضمنی یک متن در متن دیگر، قابلبررسی است. در این مقاله ابتدا حکایات مثنویهای عطار بر اساس این نظریه دستهبندیشده؛ سپس متن پیشین حکایات در حدیقۀ سنایی یافت شده و پسازآن خوانش بینامتنی حکایات بر اساس نظریۀ بینامتنیت ژنت در این سه حوزه، همراه با نمونه، تحلیل کاربردی و بیان تشابهات و تفاوتها ازنظر حجم مطالب، شخصیتها، اهداف دو نویسنده و نکات بلاغی مطرحشده میان حکایات ارائه شده است. بر اساس این بررسی یازده مورد در مثنویهای عطار پیوند بینامتنی با حدیقۀ سنایی دارند. در این سه حوزۀ یادشده، یک مورد حکایت از نوع بینامتنیت صریح- آشکار است که از نوع «اقتباس» است. همچنین هشت مورد بینامتنیت تعمدی-پنهان و دو مورد بینامتنیت ضمنی یافت شده است.