«زمان روایی» و رابطة آن با عنصر «تعلیق» در رمان سال بلوا نوشتة عباس معروفی بر اساس نظریة ژرار ژنت
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، واحد مهاباد، دانشگاه آزاد اسلامی، مهاباد، ایران
2 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران
doi
10.22054/ltr.2020.41532.2663چکیده
سال بلوا رمانی است مبتنی بر جریان سیّال ذهن که ترتیب زمانی منظمی ندارد و خواننده برای تکمیل کردن حوادث نیازمند گردآوری اطلاعاتی است که در داستان بهصورت پراکنده آمده است. در پژوهش حاضر با استفاده از نظریه ژرار ژنت زمان روایی رمان مذکور و رابطه آن با عنصر «تعلیق» بررسی شده است. نتایج نشان میدهد که اغلب پسنگری در تشریح حوادث گذشته و بیان روابط علّی و معلولی آنهاست و پیشنگریها نیز سبب تعلیق در داستان شده است. به دلیل استفاده از داستانهای فرعی متعدد و درنگ توصیفی سرعت داستان منفی میشود. داستانهای فرعی در رمان سال بلوا کارکردهایی چون تمثیلسازی، ابهام در زمان و مکان و ایجاد جریان سیال ذهن دارند. توصیفات موجود در متن داستان برای شخصیتپردازی و توصیف زمان و مکان خاص به کار میروند. در مورد بسامد نیز میتوان گفت که بیشترین تکرار، بوی خاکی است که راوی در سراسر رمان بدان اشاره میکند.