ارزیابی قاعده شدت کافی در رویه دیوان کیفری بینالمللی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حقوق جزا و جرم شناسی، دانشگاه آزاد، واحد ساوه.
2 عضو هیات علمی گروه حقوق عمومی و بین الملل دانشگاه قم
3 استاد گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی ،واحدساوه، ایران
doi
10.22099/jls.2020.5691چکیده
با وجود جدّیبودن ماهیت همه جنایات تحت صلاحیت دیوان کیفری بینالمللی، این نهاد کیفری به دلیل ظرفیت محدود در رسیدگی به تمام قضایا و فجایع، ناگزیر از گزینش قضایا است. قاعده شدت کافی به عنوان رکنی عینی، مهمترین سازوکار اولویتبندی و پذیرش وضعیت و پرونده و شرط مداخله دیوان به شمار میرود. در عین حال، فقدان تعریف این معیار و مؤلفههای ارزیابی آن در اساسنامه دیوان موجب تفاسیر متفاوتی از آن شده است. سؤال اساسی این است که چه ملاکی برای ارزیابی شدت در پذیرش قضایا و وضعیتهای تحت صلاحیت دیوان وجود دارد و چه سطحی از آستانه شدت برای پذیرش لازم است؟ یافتههای تحقیق حاضر که با روشی تحلیلی- توصیفی صورت گرفته است، حاکی از آن است که مطابق رویه دیوان گستره، ماهیت، تأثیر و شیوه ارتکاب جرم و رتبه یا نقش مرتکب، مؤلفههای ارزیابی قاعده شدت به شمار میروند. لیکن رویکرد دوگانهای در بهکارگیری، ارزیابی و سطح آستانه تحقق این معیارها بر دیوان حاکم است. «پذیرش وضعیت» و «پذیرش پرونده» تابع معیارهای یکسانی نیستند، در حالی که مطابق اساسنامه دو ارزیابی متفاوت از مفهوم قاعده شدت کافی پذیرفتنی نیست. همچنین در رابطه با سطح آستانه شدت کافی برای تحقق این قاعده، وحدت رویه وجود ندارد. گرچه عملکرد دیوان در سالهای اخیر تا حدی نشان از کاهش اختلاف رویه دارد، لیکن هنوز مفهوم، ملاک و قلمرو اجرای این قاعده و سطح آستانه کافی در گزینش وضعیتها و قضایا بهخوبی روشن نیست و این امر مشروعیت و اثربخشی عملکرد دیوان را با چالش مواجه ساخته است.