ریشه‌های تکوین نظریه‌ی اعجاز قرآن و تبیین وجوه آن در قرون نخست

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث دانشگاه تهران

doi
10.22059/jqst.2013.35014
چکیده

کهن‌ترین منابع کلامی، حدیثیو تفسیری عالمان مسلمان طی قرون نخست به ندرت نظریه‌ای روشن درباب وجه اعجاز قرآنبیان می‌کنند. این در حالی است که در آغاز قرن پنجم، این بحث در آثار محققانی چون باقلانی،قاضی عبدالجبار و شریف مرتضی به نحوی بالغ و کامل مطرح می‌شود. غیبت این امر از یکسو و حضور انبوهی از مباحث قرآنی دیگر در آثار اسلامی قرون نخست اسلامی از سوی دیگر،این پرسش را در میان می‌آورد که عالمان اسلامی از کی و تحت چه شرایطی به موضوعاعجاز قرآن و تبیین وجه آن پرداخته‌اند. این مقاله می‌کوشد با مروری بر پیشینه‌یمباحث مرتبط، دو خاستگاه تاریخی برای پیدایش و نظریه‌پردازی درباب وجه اعجاز قرآن درقرون نخست بازشناسی کند: نخست مباحثات و مناظرات کلامی مسیحیان و مسلمانان درباب نشانه‌هاینبوّت حضرت محمد(ص) و دوم تلاش‌های ادبی و کلامی معتزله‌ی بصره و بغداد. پس از ایندوران، متکلمان معتزلی این امر را در قرن چهارم بیشتر و بیشتر مطرح کردند که دراواخر این قرن، درآمد. از آغاز قرن پنجم، نظریه‌پردازی درباب اعجاز و تبیین وجهاعجاز قرآن هم در آثار کلامی و هم در آثار تفسیری عالمان تمامی فِرَق متداول و به یکیاز مباحث اساسی در دو دانش تفسیر و علوم قرآن تبدیل شده است.