درآمدی بر ارتباطات میانفرهنگی انتقادی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فرهنگ و ارتباطات، دانشکدۀ معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، دانشگاه امام صادق (ع)، تهران، ایران
2 استادیار گروه فرهنگ و حکمرانی، دانشکدۀ معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، دانشگاه امام صادق (ع)، تهران، ایران.
doi
10.22083/jccs.2025.524615.4045چکیده
ارتباطات میانفرهنگی انتقادی، بهعنوان یک رویکرد مطالعاتی نوپدید، با تمرکز بر واکاوی روابط قدرت، ساختارهای نابرابر و زمینههای آشکار و نهان مؤثر بر تعامل فرهنگی، چارچوبی تحلیلی برای درک عمیقتر روابط و رویاروییهای میانفرهنگی ارائه میدهد. این رویکرد، برخلاف دیدگاههای سنتی و مرسوم که بر تفاوتهای رویین و مهارتهای فردی تأکید دارند، فرهنگ را عرصهای پویا و منازعهآمیز قلمداد میکند که در آن معانی، هویتها و روابط فرهنگی بهطور پیوسته بازتعریف میشوند. پژوهش حاضر با هدف ارائۀ درآمدی نظری و افقگشا، به معرفی جایگاه رویکرد انتقادی در مطالعات ارتباطات میانفرهنگی پرداخته و بنیادهای نظری و تاریخی آن را در سنتهای مکتب فرانکفورت، مطالعات فرهنگی و مطالعات پسااستعماری پیجویی میکند. این پژوهش که از منابع اسنادی و روش توصیفی-تحلیلی بهره میبرد، عناصر مفهومی کلیدی نظیر متون فرهنگی، ستمزدایی، روابط قدرت، زمینهمندی، نیروهای تاریخی، رهاییبخشی و حافظۀ جمعی را تبیین نموده و به اهمیت روش پژوهش اخلاقی میپردازد. یافتهها نشان میدهند فهم تعامل میانفرهنگی بدون توجه به نیروهای پیدا و پنهان قدرت، پیامدهای تبعیض و استعمار و زمینههای شکلگیری ساختارهای نابرابر امکانپذیر نیست. همچنین مداخله در زمینههای کلان برای تقویت صدای گروههای فرهنگی حاشیهای و ایجاد فضایی گفتگومحور ضروری است. درنهایت، با نگاهی به مسیرهای پیش روی ارتباطات میانفرهنگی انتقادی میتوان دریافت که توجه به تحولات زیستمحیطی، نابرابریهای نظام سلامت، ساختارهای فضای مجازی و لزوم احیای دانشهای بومی، آیندۀ این حوزه را ترسیم میکند. بهطور کلی، رویکرد انتقادی به ارتباطات میانفرهنگی با آشکارسازی سازوکارهای سلطه و بداهتزدایی از ساختارهای نابرابر، نهتنها ابزاری تحلیلی بلکه کنشی رهاییبخش برای حرکت بهسوی جامعهای عادلانهتر است.