تحلیل ساختار و محتوای رمان «نفسها و هوسها» از رضا شابهاری
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران
2 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران
3 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران
doi
10.22054/ltr.2019.41701.2670چکیده
رمان نفسها و هوسها نوشته رضا شابهاری از رمانهای مثبت نگرِ جنگِ تحمیلی دهه شصت است که محور اصلی آن را طرح نوستالژیک ارزشها در برابر تغییر و تعارض فرهنگی در دو برهه زمانی قبل از انقلاب و بعد از انقلاب تشکیل میدهد. نویسنده با ارائه روایت خطّی شکل از نظر زاویهدید و توصیفات واقعی از جهان بیرونی، توانسته جامعه ایران ِزمانِ انقلاب و جنگ را بهخوبی به تصویر بکشد. این مقاله با روشی توصیفی - تحلیلی، به هدف شناساندن رمان نفسها و هوسها بهعنوان یکی از رمانهای برگزیده جنگ که کمتر موردتوجه پژوهشگران قرار گرفتهاست؛ میکوشد عناصر مهم ساختاری و محتوایی آن را برای نخستین بار تحلیل و بررسی کند. بر طبق این جستار، در این رمان دو جامعه توصیف میشود: جامعه جنگی و جامعه شهر. داستان به سبب شکل کاملاً رئالیستی خود، صحنههای نمادین ندارد. از دیگر دستاوردهای این پژوهش عبارت است از: صحنهپردازیهای توأم با تشبیه و استعاره همراه با کلام جدّی و موقّر نویسنده با چاشنی اعتقادات مذهبی و تقسیم جامعه تهران به دو شخصیت بالاشهر و پایینشهر و بهتبع آن برخاستن قهرمان از پایینشهر و ضد قهرمان از بالای شهر، تقدّس و احترام به شهدا و رزمندگان از مهمترین ارکان مردمشناسی رمان نفسها و هوسها است.