پیامدهای تئوریک خوانش بازیگران سیاسی از فضای جغرافیایی در چارچوب دیدگاه پدیدارشناسی هرمنوتیک
نویسندگان
1 استادیار جغرافیای سیاسی دانشگاه یزد
doi
10.22059/jhgr.2020.299524.1008095چکیده
پدیدارشناسی هرمنوتیک از جمله رویکردهایی است که در چارچوب آن نقش فرد در تفسیر و خوانش پدیدهها از جایگاه ویژهای برخوردار است. برخلاف هرمنوتیک کلاسیک، که در آن متن فعال و ذهن غیرفعال است، در پدیدارشناسی هرمنوتیک ذهن انسان و جامعه فعال است و به متن اجتماعی- فضایی معنا میدهد. در این رویکرد همچنین فضای جغرافیایی فاقد معنای کشفشدنی است و این فرد یا جامعة خوانشگر است که با ذهن سرشار از معنای خود واقعیتی را به فضا منتقل مینماید. در این راستا در مطالعة رابطۀ سیاست و فضای جغرافیایی لحاظکردن قرائت بازیگر سیاسی از فرمها و فرایندهای فضایی دارای پیامدهای تئوریک مهمی خواهد بود که بدان کمتر پرداخته شده است. در این پژوهش کوشش شده با اتکا به روش توصیفی- تحلیلی و در چارچوب پدیدارشناسی هرمنوتیک پیامدهای تئوریک خوانش «اگوی سیاسی» نسبت به فضای جغرافیایی ارائه شود. یافتههای تحقیق مؤید آن است که خوانش بازیگران سیاسی از فضا عاملیت مهمی در تولید الگوهای بینالاذهانی و زیستجهان شهروندان نسبت به فضا خواهد داشت. ضمن اینکه با قرارگیری بازیگران سیاسی جدید در مصدر قدرت امکان ظهور درک متفاوتی از فضاشناسی و فضاسازی در یک قلمرو سیاسی وجود دارد و این فرایند موجب تحول مداوم در مفاهیم مورد مطالعه در جغرافیای سیاسی میشود. از این رو، بهکارگیری روشهای مشاهده، مصاحبه، و مراجعه به مونوگرافیهای اجتماعی و روانشناختی میتواند در شناخت اثرگذاری سیاست بر فضا مورد توجه قرار گیرد.