سیمای هویّت ایرانی در منظومۀ دفتر دلگشا با تکیه بر بازآفرینیهای شاهنامۀ فردوسی
نویسندگان
1 دانشیار،گروه تاریخ، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
2 استادیار، گروه تاریخ، دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران
3 مدرس، گروه تاریخ و جامعه شناسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
doi
10.22054/ltr.2020.36656.2448چکیده
تاریخنگاری منظوم به عنوان یکی از اقسام تاریخنگاری از دورۀ مغول به بعد به دنبال رونق تاریخنگاری شکل گرفته است. در این تاریخنگاری همانطور که از اسم آن بر میآید تاریخ به صورت نظم نوشته شده است. تاریخنگاری منظوم هم از جهت بازسازی برخی از حوادث تاریخی این زمان و هم از لحاظ نشان دادن شواهدی از احیای روح ایرانی و زبان فارسی اطلاعات زیادی بهدست میدهد. با وجود اینکه دورۀ ایلخانی و تیموری از مهمترین دورههای شاهنامهسرایی و تاریخنگاری منظوم در ایران است و منظومههای تاریخی بسیاری در این عصر به وجود آمدهاند، اما این نوع تاریخنگاری، کمتر مورد پژوهش محققین قرار گرفته است. این پژوهش بر آن است تا با روش توصیفی- تحلیلی به انگارههای هویت ایرانی در «منظومۀ دفتر دلگشا»ی صاحب شبانکارهای بپردازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد در نظر صاحب شیانکارهای، تاریخ و گذشته تاریخی مهمترین نقش را در احیا و بازسازی هویت ایرانی در دوران اسلامی داشته است. نگرش عمیق شاعر نسبت به فردوسی و تحت تأثیر شاهنامه باعث شده است تا او بارها در منظومۀ خود به شخصیتها و قهرمانان شاهنامه اشاره کند و گاهی حتی ممدوحان خویش را برتر از پهلوانان شاهنامه هم میداند.