ظاهر گرایی و باطن گرایی در عبادت از منظر مولانا و خواجه عبدالله انصاری
نویسندگان
1 مربی، گروه عرفان اسلامی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
2 دانشیار، گروه عرفان اسلامی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
3 استادیار، گروه ادیان و عرفان، دانشکده الهیات، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22034/nrr.2022.12925چکیده
انسان مومن و معتقد به عالم غیب، همواره درپی آن است که عبودیت و بندگی خود را نسبت به ساحت خداوندی که غیبالغیوب و کنز مخفی است، ابراز نموده و به انحاء گوناگون عرض بندگی به ساحت جهان آفرین نماید. در نگاه عرفانی، عبادت دارای معنی و مفهومی عمیق است که از ظاهر شریعت به باطن بلکه به باطنهای آن رسوخ کرده و لبِّلباب را اراده مینماید. در این مقاله با روش تحلیلی، به بررسی جایگاه ظاهر و باطن اعمال عبادی از منظر خواجه عبدالله انصاری و مولانا پرداختیم. این پژوهش نشان میدهد که خواجه عبدالله به رعایت ظاهر عبادت و شریعت توجه خاصی کرده، ولی در این مرتبه توقف ننموده است؛ بلکه رسیدن به کمالات الهی و آراسته شدن به فضایل اخلاقی را بزرگترین هدف عبادت قرار داده است. مولانا نیز با توجه به مشرب عرفانیاش، بیان میکند سالک و طالب حق تعالی، باید از ظاهر عبادت عبور کرده و به باطن اعمال دستیابد. وی هدف از انجام اعمال عبادی را رسیدن به مقام کشف و شهود میداند. به عبارتی هدف غایی و نهایی از انجام اعمال عبادی را استغراق و بیهوشی در محبوب و معشوق ازلی که نهایت سیر و سلوک عرفانی نیز رسیدن به آن بوده؛ میداند.