تحولات وکالت دادگستری و کانون وکلا؛ از تبعیت به استقلال، از استقلال به تبعیت؟
نویسندگان
1 استادیار گروه حقوق خصوصی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jlq.2014.53342چکیده
وکالت دادگستری در ایران قبل از انقلاب مشروطیت فقط تابع احکام فقهی بود و وکلا خود را به این معنا آزاد میدانستند. پس از آن تلاش شد برای نظم و رسمیت دادن به حرفۀ وکالت مقرراتی تدوین شود. این حرفۀ رسمی در پی لایحۀ قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری، مستقل اعلام گردید. پس از انقلاب اسلامی، بسیاری از وکلا تصفیه و پاکسازی شدند و با وضع قانون کیفیت اخذ پروانه در سال 1376 هم از جهت ورود به حرفۀ وکالت و هم از منظر تأیید صلاحیت نامزدهای هیئت مدیره نظارتهایی بر کانون اعمال شد. با وضع قانون برنامۀ سوم توسعه، حتی قوۀ قضائیه به تربیت وکیل و رسیدگی به تخلفات انتظامی وکلای وابسته به خود اقدام کرد و سعی بر آن بود نهادی موازی کانون وکلا در بطن قوۀ قضائیه ایجاد شود. مقررات دیگری نیز تصویب شد که هریک به نوعی بر نهاد مستقل وکالت دادگستری تأثیرگذار بود. از میان طرحها و لوایح رسمی نیز تنها طرح مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی سازگار با استقلال کانون وکلا تدوین شد و متون پیشنهادی وکلا و کانونهای وکلا در لوایح قوۀ قضائیه انعکاس زیادی نداشت؛ تاجایی که بیم آن میرود نهاد مدنی و مستقل کانون وکلای دادگستری دوباره تابعی از قوۀ قضائیه شود.