تحلیل مقایسه ای استعاره های مفهومی در اشعار فروغ فرخزاد و غادۀ السمان با تکیه بر حوزۀ مفهومی عشق
نویسندگان
1 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 استادیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22054/ltr.2020.46847.2827چکیده
در نظریۀ استعارۀ مفهومی، استعارهها متکی بر روابط معنایی میان واژهها هستند که به عنوان ابزاری برای درک نوع فهم انسان از امور انتزاعی و امور محسوس جهان عمل میکنند. ادبیات در پیوند با نظریۀ «استعارۀ مفهومی» دارای «حوزههای مبدأ» و «حوزههای مقصد» گوناگونی هستند که از طریق این حوزهها مفاهیم انتزاعی را به صورت ملموس برای آن مخاطبان تبیین میکنند. مسألۀ این پژوهش بررسی اشعاری از فروغ فروخزاد و غادۀ السمان است که حوزۀ مبدأ یا مقصد آنها «عشق» و واژههای همحوزه با آن است. روش مورد استفاده در این پژوهش کاربرد مبانی و اصول این نظریه در اشعار این دو شاعر و شناخت حوزههای مبدأ پرکاربرد است تا از این طریق به هدف ویژگیهای شناختی، ساختهای فرهنگی، اجتماعی و جهانبینیهای ذهن این دو شاعر زن از دو ناحیۀ متفاوت در ارتباط با عنصر عشق دست یافته شود. از جمله نتایج حاصل از پژوهش انتخاب قلمروهای مبدأ چون اشیاء، حیوان، گیاه و پدیدههای طبیعی و نوع بار معنایی حاصل از آنها است که نوع دیدگاه این شاعران زن را نسبت به عشق آشکار میکند. از دیگر نتایج حاصلْ بسامد حوزههای مفهومی با بار معنایی مثبت چون سرزندگی و آرامشبخش بودن عشق، شور و حیاتبخشی آن، جاودانگی، نشاط بخش بودن آن، محبوب بودن آن و... در استعارههای مفهومی این دو شاعر بیشتر از حوزههای مفهومی با بار معنایی منفی چون دردآلود بودن، غمآور، نابودگر، ستمگر، آسیبرساننده، ناعادلانه، قابل پیشبینی نبودن آن و... است. در نهایت این دو شاعر در حوزههای مبدأ غیرملموس نیز معانی مثبت و منفی چون ایثار، هنر، نفرین، خیرگی، فراق و... برای عشق در نظر گرفتهاند.