بازنمایی انگارة مرگ‌اندیشی در نسبت با امید و ناامیدی در ملکوت

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

2 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

doi
10.22054/ltr.2020.44782.2764
چکیده

مرگ به‌عنوان مقوله‌ای رازناک موجد بسیاری از تأملات فلسفی، انگاره‌های ذهنی و تخیلات ادبی- هنری است. مرگ‌طلبی و مرگ‌هراسی از نمودهای مرگ‌اندیشی و درنتیجه مرگ‌آگاهی‌‌اند. مرگ‌طلبی ممکن است برای گریز از رنج و دشواری‌های موجود باشد و مرگ‌هراسی نیز می‌تواند انسان را به پوچی بکشاند یا زمینه‌ای باشد برای رشد و جستن معنای زندگی؛ زیرا برخی رستگاری را در مرگ می‌بینند و مرگ ممکن است به استحاله و دگرگونی درونی انسان منجر شود. درواقع این نوع مرگ‌اندیشی در پیوند با معنای زندگی قرار می‌گیرد و مرز بین مرگ و زندگی از میان می‌رود؛ یعنی مرگ فارغ از وجه ویرانگرانه‌اش مفهوم زندگی را دربردارد. امید و ناامیدی نیز از حالات مهم بشری هستند که همواره انسان را در سیطره دارند و می‌توان به پیوند این دوگانه با مرگ توجه کرد. این پژوهش بر آن است با روش توصیفی- تحلیلی انگارۀ مرگ‌اندیشی در رمان ملکوت بهرام صادقی را در پیوند با دوگانۀ امید و ناامیدی بررسی و تحلیل کند و نشان دهد که مرگ‌اندیشی و به‌طور‌کلی پدیدار مرگ در ملکوت علاوه بر ارتباطش با ناامیدی، امید را نیز بازنمایی می‌کند. بنابراین، در رمان مزبور باید به این بُعد مرگ‌اندیشی توجه کرد.

کلیدواژه‌ها