تحلیل خشم در مثنوی مولوی با تکیه بر نظریۀ استعارۀ مفهومی لیکاف
نویسندگان
1 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه اراک، اراک، ایران
doi
10.22054/ltr.2019.38652.2533چکیده
استعاره بخش جداییناپذیری از فرآیند تفکر در انسان است. خشم نیز یکی از هیجانهای قدرتمند در وجود آدمی است که پیامدهای مثبت و منفی زیادی به همراه دارد. تبیین خشم موضوعی است که نظر بسیاری از علمای اخلاق، اندیشمندان و روانشناسان را به خود معطوف داشته است و هرکدام دیدگاههایی در این زمینه دارند. مولوی شاعر اندیشمند و خوش ذوق و بیان در اشعار خود ابعاد گوناگونی از خشم را برای مخاطبان خود بیان میدارد. این مقاله با هدف بررسی خشم در مثنوی مولوی با تکیه بر نظریۀ استعارۀ مفهومی لیکاف پاسخگوی این سؤالات است: چه تصاویری حول محور خشم شکل گرفته است؟ استعارههای مفهومی خشم در مثنوی مولوی کدامند؟ دلایل خشم و راهکارهای آن در مثنوی مولوی چگونه تبیین شده است؟ نتایج خشم و نشانههای بروز آن کدامند؟ روش تحقیق، تحلیل محتوایی است که تمام مثنوی مولوی با موضوع خشم مورد بررسی قرار گرفته است. بحث اصلی چهار محور دارد که در آن استعارههای مفهومی در ارتباط با فیزیولوژی خشم، تصویر خشم، دلایل خشم و راههای درمان آن و نتایج خشم در مثنوی مولوی مورد تحلیل قرار گرفته است.