سنجش روایتهای 10گانۀ داستان مَثَل «کاشتن درخت برای دیگران»
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران
doi
10.22054/ltr.2019.37746.2495چکیده
زبان پهلوی و پارسی و جنبههای تعلیمی آن در نهضت ترجمۀ عهد اموی از منابع اصلی مترجمان بوده و بسیاری از حکمتها و تعلیمات اخلاقی ایرانی به عربی ترجمه شده و سپس از طریق ترجمه به فارسی، دوباره در منابع ایرانی، بازتولید شده و از راه بینامتنیت تا به روزگار ما رسیده است. در این نقل و انتقال، هر نویسنده به فراخور سیاست نوشتارش، چیزهایی بدان افزوده است. روایتشناسی که در اصل بررسی دستور زبان حاکم بر روایت است با الگوبرداری از زبانشناسی به مطالعۀ روایت به مثابه ژانر به حرکت از فُرم به طرف معنا میپردازد و گفتمان روایی را پارول یا نمودی متمایز از نظام لانگ مانند داستان میداند و مقولات اصلی زبان (شخص، زمان، وجه و نمود) را در داستان بازیابی میکند و میکوشد که نظام مشترک حاکم بر تمام روایتهای داستانی را بیابد. این مقاله با استفاده از منابع کتابخانهای و روش توصیفی- تحلیلی به سنجش و تحلیل مقایسهای روایتهای «دیگران کاشتند، ما خوردیم، ما بکاریم، دیگران بخورند» از راغب اصفهانی تا بهار پرداخته است. یافتهها نشان میدهند که موضوع اغلب منابع یکسان است، اما مضامین و پیرنگهای آنها با یکدیگر تفاوت دارد. چگونگی و تفاوت رابطۀ شاه و رعیت، ایرانیگرایی یا عربیگرایی، نمایش دانایی رعیت و تعریض به ناآگاهی و ناکاردانی شاهان در برخورد با مردم، تسلط گفتمان دینمدار یا دنیامدار حاکمان، کار مولد و اهداف پاداش دادن و میزان آن و پیوند آن با خزانۀ دولتی و خراج و... نکاتی هستند که در این داستانها مطرح شده و تفاوت گفتمانها را رقم زدهاند.