مبانی مطالعه تطبیقی سیاستگذاری فرهنگی با محوریت مرجعیت‌ها

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری سیاستگذاری عمومی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

2 استادیار گروه علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

doi
10.22059/ppolicy.2016.59228
چکیده

در این مقاله ضمن ارایه تعاریفی چند از فرهنگ و نقش آن در اجتماع انسانی، به بررسی نقش و اهمیت مطالعات تطبیقی فرهنگی می‌پردازیم. اگر این گفته مشهور را بپذیریم که «تجربه پدر علم است»، از مطالعات تطبیقی می‌توان به عنوان یکی از اصلی‌ترین راه­های استفاده  از تجربه در علوم انسانی یاد کرد. در مطالعات تطبیقی می‌توان به موضوعات مختلف با رویکردهای متفاوتی نزدیک شد و یکی از آ­ن‌ها در مطالعه سیاست فرهنگی، استفاده از مفهوم مرجعیت‌هاست. مرجعیت به ما کمک می‌کند تا سمت و سوی سیاست‌های فرهنگی کشورها را دریافته و میزان اثربخشی سیاست‌هایشان را تا حد قابل قبولی ارزیابی کنیم. کشورها رویکردهای مختلفی به سیاست فرهنگی اتخاذ می‌کنند که آ­نها را بر طیفی از مداخله حداقلی تا حداکثری قرار می‌دهد. امروزه حفظ تنوع فرهنگی به عنوان یک مرجعیت کلان بین‌المللی در عرصه سیاستگذاری فرهنگی پذیرفته شده و بر اهمیت آن در دستیابی به توسعه متوازن تاکید می‌شود.